Wednesday, May 07, 2008

خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند

عبدالقادر بغدادی عزیز

از لطفی که به من کردی سپاس‌گزارم.
نمی‌دانم چگونه باید از تو تشکر کنم. کاری که تو در حق من کردی کمتر از بخشیدن یک زندگی دوباره نیست. در واقع تو ایثار کردی و این از خود گذشتگی تو، من را بیشتر مدیونت می‌کند. اگر می‌دانستم کجایی، شخصا به دیدار تو می‌آمدم و از تو می‌خواستم خود را تا این حد به دردسر نیاندازی. شاید خودم از پس معرکه بر می‌آمدم. اما حالا که همه چیز تمام شده، کاری جز تشکر از دست من ساخته نیست.

عبدالقادر جان
گاهی فکر می‌کنم اگر تو نبودی من چه حال و روزی داشتم. بلافاصله فکر می‌کنم با این همه دردسر که برای کمک به من تحمل کردی، روزگار خودت چگونه است. شاید تو هم نیاز به کمک پیدا کرده باشی. با این فکر آشفته می‌شوم. اما بعید نیست کسی هم به کمک تو شتافته باشد. امیدوارم لطف تو در حق من بی‌جواب نماند و کسی هم از تو دستگیری کند. متاسفم که در این مورد، کمکی از من ساخته نیست.

راستی به پاس لطف بی‌نظیرت، عکست را همیشه روی طاقچه نگه می‌دارم.

Labels:

-|- posted by Arman @ Wednesday, May 07, 2008  
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist & Photographer

e-mail - contact

 

شب گردی ها

(آرشیو)

Previous Post
Archives
 

 

Links