قطار میرود تو میروی
تمام ایستگاه میرود و من چقدر سادهام كه سالهای سال در انتظار تو كنار این قطار رفته ایستادهام و همچنان به نردههای ایستگاه رفته تكیه دادهام! هیچوقت چندان با سرودههای قیصر ارتباط برقرار نکردهام. اما نمیدانم چرا خبر مرگش ماتمی عجیب به جانم انداخت. Labels: زمزمه های دلتنگی |