Monday, August 20, 2007

تکرار مکررات

نامه‌ای از شاهنشاه بهادر، رفیق گرمابه و گلستانم به دستم رسید به شرحی که می‌آید. جوابی به شرحی که باز در ادامه‌اش می‌آید فرستادم.

بهادر :

سیاه و سپید

زن عشق می‌کارد و کینه درو می کند
دیه‌اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی...

برای ازدواجش (در هر سنی) اجازه لازم است ولی تو هر زمانی بخواهی به لطف قانون‌گذار می توانی ازدواج کنی!

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی‌شوی

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد

او بی خوابی می‌کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می‌بینی

او مادر می‌شود و همه جا می‌پرسند نام پدر....

و هر روز او متولد می‌شود؛ عاشق می‌شود، مادر‌می شود، پیر می‌شود و می‌میرد

وقرن هاست که او عشق می‌کارد و کینه درو می کند؛

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان

جوانی بر باد رفته اش را می بیند .

---------------------------------------------------------------------

کسایی که معتقد هستن این متن بیش از اون که انسانی باشه فمینیستیه دلایلشونو لطف کنن به من بگن.

امیر بهادر

پاسخ :


«
هر وقت زن‌ها حاضر شدن توی کارواش کار کنن، پشت گاوآهن راه برن، عربده‌کش ها رو از کافه بیرون بندازن، توی فاضلاب کار کنن؛ هروقت که حاضر شدن توی جنگ پستونهاشون رو جلوی گلوله ستبر کنن، من میمونم خونه ظرف میشورم و کرکهای قالی رو پاک می‌کنم.» -چارلز بوکفسکی-


بهادر عزیز به این جمله‌ات دفت کن :‌ « کسایی که معتقد هستن این متن بیش از اون که انسانی باشه فمینیستیه ...» ،‌ فمینیسم و انسانیت قرار نیست با همدیگه هیچ تضادی داشته باشند. فمینیسم در حالت درست یعنی درخواست حذف جنسیت از تمام امور غیر جنسی. بعضی از این جملات تو نه فمینیسته و نه انسانی. تنها نوعی پان‌زنیسمه! یعنی جنس شیفتگی.

«و هر روز او متولد می‌شود؛ عاشق می‌شود مادر می شود پیر می‌شود و می‌میرد» «وقرن هاست که او عشق می‌کارد و کینه درو می کند» «او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد» «او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می‌بینی» «او مادر می‌شود و همه جا می پرسند نام پدر»

این جمله‌ها فمینیستی هم نیستن. ربطی به قانونگذار هم ندارن. حتی به فرهنگ هم ربط ندارن. درواقع هیچی نیستن !

قانون هرگز اجازه نداره برای امور غیر جنسی، تفاوت جنسی قائل بشه و هیچ تفاوتی بین زن بودن و مرد بودن در نظر بگیره. حتی در یک فرم استخدام ساده، وقتی که برای اون کار جنسیت مهم نیست، سوال کردن جنسیت یک نوع بی احترامیه.

این از قانون، اما از نظر فرهنگ، این دیگه نصفش روی دوش ِ همون خانم‌هایی ِ که برابری می‌خوان. به قول معروف اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث داشته باش. قانون‌گذار حق نداره تفاوتی قائل باشه. اما ما چیزی به عنوان «فرهنگ‌گذار» نداریم و فرهنگ در پهنه زمان توسط انسان‌ها شکل می‌گیره. پس مدعیان برابری، هروقت نشان دادند واقعا برابرند، فرهنگ آن نیز شکل خواهد گرفت.

فقط متاسفانه این‌هایی که من اسمشونو گذاشتم «پان زنیسم» خیلی زیاد شدن. به جای اینکه دنبال حذف تفاوت جنسی از همه امور غیر جنسی باشن، دنبال کسب امتیاز برای جنسیت خودشونن و این حرکت محکوم به شکسته. مثل این می‌مونه که سیاه‌پوستا زمانی که با برده داری و تفاوت نژادی مقابله می‌کردن، به جای اینکه خواستار حذف نگاه نژادپرستانه بشن، بیان و بگن که همه چیز برعکس و از امروز نژاد سیاه برتره و سفیدا برده ! البته اونا از خانم‌های ما باهوش‌تر بودن و برای امری کاملا عقلانی مبارزه کردن : «حذف تفاوت نژادی از همه امور در قانون و تغییر نگاه نژاد پرستانه در فرهنگ»
اول هم باید رفت سراغ دومی.

Labels: ,

-|- posted by Arman @ Monday, August 20, 2007    
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist & Photographer

e-mail - contact

 

شب گردی ها

(آرشیو)

Previous Post
Archives
 

 

Links