به سبک ستون گفتوشنود روزنامه وزین کیهان ! (بیشتر از این سبک لایق این مطلب نیست.) گفتم چه برخوردی با این پتیارهگان نوین انجام دهیم ؟
گفت بگذار و بگذر !
گفتم آخر چه سود ! اینگونه که متوجه کراهت خود نمیشوند.
گفت این آسیب دیدهگان اجتماعی، روزی یک ساعت و سی دقیقه به ورزش مفرح بدن سازی مشغول بوده و ممارست فراوان به خرج دادهاند که یکجا را لاغر و جای دیگر را چاق کنند. قبل از خروج از خانه یک ساعت و چهل و پنج دقیقه در مقابل آینه نشسته و ... هر ده روز یک بار پول کلانی در آرایشگاه خرج کردهاند بابت مو و ابرو و اپیلاسیون و کوفت و زهر مار. هفتهای سه روز، ساعتها در مراکز خرید وقت و هزینه صرف کردهاند برای یافتن مانتو و روسری کفش و جوراب و شلوار و انواع و اقسام ابزار آرایش و زیور آلات مختلف و بازهم کوفت و زهرِ مار. پیشترها هزینه گزاف و تلاش فراوانی را در راه بینی نوک تیز و هزار و یکجور جراحی به اصطلاح ٰزیباییٰ، به باد دادهاند. از عنفوان کودکی مشغول آموزش و ممارست برای انوع و اقسام عشوه و ناز و تنعم و برخورد دلبرانه و فیس و افاده بودهاند. آخ چه مزهای میدهد وقتی در کوچه و خیابان و مهمانی رویت را بگردانی و به سمت دیگری نگاه کنی. یعنی اول باید یک نگاه کوتاه بیاندازی که یعنی متوجه حضورت شدم. بعد انگار گربه و یا سگی دیده باشی، بی تفاوت به راهت ادامه دهی. گفتم، فحش میدادی بهتر بود !، با آنها که دوچشم دارند و دوتای دیگر هم قرض میکنند برای نگاه کردن چه کنیم ؟
گفت، روزی خر ملانصرالدین در جادهای می رفت. گرگها راه را بر او بستند. مردم به ملا خبر آوردند که چه نشستهای که الان گرگها خرت را پاره میکنند. ملا گفت، اشکالی ندارد، خودشان به سرعت میفهمند چه خری خوردهاند!
اول اردیبهشت تاریخ از پیش اعلام شدهی برخورد با بدحجابیست. آنقدر چوب در یک جای این ملت فرو کردید که آدم وقتی در شهر قدم میزند انگار به خانه فحشا آمده است ! یک ملت داریم اینجا از هفت جهت روانی ! حالا دیگر دیوانهخانه را تحریک نکنید جان مادرتان! دیوانه چون طغیان کند، زنجیر و زندان بشکند ... Labels: ساز مخالف |