Wednesday, December 27, 2006

اعترافات زمستانی

یک کمی دیر شده، ولی آخه وقتی فرزانه ابراهیم زاده ،میعاد بیگدلی، نیما افشار نادری ، تینا توحیدی، سام اسماعیلیان، سارا ثابت و غزل صبا آدم رو دعوت کرده باشن، نمی شه وارد بازی نشد.(ماشالله این جور مواقع چه قدر طرف دار پیدا می کنم!)
من هم اعتراف می کنم. بگین بازجو زودتر بیاد. همه چیز رو بهش می گم. هرچی رو بدن امضا می کنم. اصلآ حاضرم جلوری دوربین صدا و سیما اعتراف کنم. پوزش بخوام و بگم که فریب خوردم . (دو نقطه دی)

1.در سالهای اول دبستان، اگر برادرم مجبورم نمی کرد مشق بنویسم، الان خواندن و نوشتن بلد نبودم.
2.در نوجوانی، تحت تاثیر آثار ژول ورن دلم می خواست از خونه فرار کنم و از دهانه یک آتشفشان پایین برم. اگه حتی یک نفر پایه پیدا می کردم می زدم به دل دماوند. ولی هیچ کس همدرد و همراهم نشد.
2.یک زمان شیفته رایش سوم و حکومت آلمان نازی بودم.به دیوار اتاقم صلیب شکسته نصب کرده بودم و «نبرد من» می خواندم.از هر چیزی که مربوط به متحدین جنگ دوم جهانی می شد بدم می آمد و امید داشتم که روزی بتوانم سرباز رایش چهارم باشم.
3.به شدت عاشق پیشه بودم، از نه سالگی عاشق شدم و آمار معشوقه هایی که از نه تا شانزده سالگی داشتم، از انگشتان دو دست و دو پا، فراتر می رود.اما هیچ کدامشان بویی نبرده اند.
4.مدت هاست تعصب به روی هرچیزی را از دست داده ام.اسم خودم را زوربای هیچ کجایی گذاشته ام و حتی عرق ملی و میهن پرستی هم ندارم.
5.برای عقب انداختن وظایف، انجام ندادن مسوولیت ها، فراموش کردن برنامه ها، تن پروری و بی برنامگی، قابلیت های فوق العاده ای دارم.

کسی باقی نمونده، ولی منم سبا پاکدل، مهران افشار نادری و محسن فرجی را صمیمانه به این بازی دعوت می کنم.

نقطه

Labels:

-|- posted by Arman @ Wednesday, December 27, 2006    
 

Monday, December 18, 2006

نسیم بدبوی اصلاحات

اصلاح طلبان حق ندارند به تقلب اعتراض کنند

این روزها های و هوی اصلاح(افتضاح) طلبان بلند شده که دارند ما را با تقلب پایین می کشند.فرقی ندارد که این خبر صحت داشته باشد یا خیر، چیزی که مهم است این است که ایشان حق چنین گنده گویی ای را ندارند.
چطور در وزارت کشور دولت خاتمی تقلب به راحتی آب خوردن روی داد و چطور از دل آن دولت فخیمه، مجلس هفتم و دولت نهم بیرون آمد.
حال چه انتظاری می رود از وزارت کشور احمدی نژادی ؟
اصلاح طلبان حق اعتراض به تقلب را ندارند، چرا که خودشان بدعتش را گذاشتند و خودشان در مقابلش سر تعظیم فرود آورند.
حالا فرض برانیکه در این سکوت خبری، تقلب در جریان باشد.گوارای وجود کسانی که جربزه اش را دارند.

Labels:

-|- posted by Arman @ Monday, December 18, 2006    
 

Monday, December 11, 2006

گره کور


ته مانه اصلاحات به دهان شیر می رود


قول می دهم آخرین مطلب سیاسی ای باشد که اینجا می نویسم (خالی بندی).

چند بار پیاپی است که حسین شریعتمداری از احتمال پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران سخن می گوید.این حرف های سردبیر کیهان که حس پیش گویی را از نوستراداموس به ارث برده، من را حسابی به فکر انداخت و گمان قبلی من را تقویت کرد.

مشکلات شهری از جمله آلودگی هوا و راه بندان و ترافیک و ...، بیشتر از همه مسایل به چشم مردم می آید.بعید نیست که جناح محافظه کار خیلی ناراحت نشود که حل این گره کور را پاس بدهد به اصلاح طلبان تا آبروی نداشته آنها بیشتر بریزد.غیر از تهران، شهر های بزرگ و سایر مناطق دیگر متعلق به محافظه کاران است.مثلآ در تبریز که اصلاحات هیچ لیستی منتشر نکرده و یا در کردستان هیچ کاندیدای تایید صلاحیت شده اصلاح طلبی وجود ندارد.(به همین دلیل پیروزی اصلاحات"صرفآ در تهران" سرپوش خوبی برای اقدامات غیر قانونی در شهرستان ها و همچنین عاملی برای بالا بردن روحیه و حس مشارکت مردم و در نهایت ارائه جلوه ای دموکراتیک از انتخابات خواهد بود)

با توجه به اینکه اصلاح طلبان در سالهای اخیر همیشه بازی داده شده اند، این هم می تواند یک بازی از طرف جناح رقیب باشد.آنها که حسابی دلشان برای رای آوردن تنگ شده، تمام تلاش خود را می کنند که در انتخابات پیروز شوند و با پای خود به دام می افتند.
اقلیت یکی دو نفری از محافظه کاران که به شورا راه پیدا می کنند به کمک دولت و وزارت کشور و غیره و غیره و غیره هم برای کارشکنی کافی است که مبادا اصلاح طلبان کار مفیدی انجام دهند ! (هرچند بدون کارشکنی هم علاقه ای با کار مفید و یا اصولا به "کار" ندارند)

اصلاح طلبان در این سالها خوب به تله افتاده اند.نمونه اش رد صلاحیت معین در انتخابات ریاست جمهوری گذشته و تایید مجدد آن که حسابی مشارکتی ها را بازی دهد و رای نداشته شان را کمتر کرد.

به هر حال برداران و خواهران غیوری که پیرهن چاک اصلاحات هستید، آفرین! بروید رای بدهید تا به آبروریزی دوباره نمایندگانتان کمک کرده باشید.همه شان برای مجلس رد صلاحیت می شوند.آن وقت مشارکت می ماند و نسیمش !

هنوز معتقدم نباید به لیست اصلاح طلبان رای داد.
برخی استدلال می آورند که باید مقابل دولت جدید ایستاد! گویا فراموش کرده اند که دولت احمدی نژاد زاییده دولت خاتمی است.سوغات شیرین اصلاحات.
وقتی مجلس ششم برای تغییر قانون انتخابات پافشاری نکرد، وقتی خاتمی و دولتش در مقابل رد صلاحیت های مجلس هفتم سکوت کرد (و حتی از متحصنین مجلس خواست که تحصن را پایان دهند)، وقتی دولت اصلاحات زیر بار تقلب ها و انتخابات های غیر قانونی رفت و تن به قبول هرآنچه بر او تحمیل کردند داد، خوب نتیجه اش می شود دولت احمدی نژاد.
خاتمی و رفتارش ایران را به سمت احمدی نژادی شدن پیش برد.
حالا باز به اصلاحات رای بدهیم که این بار چه کند ؟ بلا به دور !

Labels:

-|- posted by Arman @ Monday, December 11, 2006    
 

Thursday, December 07, 2006

انگولک

نقل به مضمون با اندکی ویرایش (انگولک) عاشقانه !

زن روزهای ابری، دو روز پیش : نیماجان! اپوزسیون شکست خورد. (لینک)
نامبرده، دو روز بعد از دو روز پیش : آقای مسئول جلسه جون، برخلاف تصور شما اپوزوسیون شکست نخورد. (لینک)
باور ندارید، خودتان ببینید.
نیما خدا بیامرز، حق دارد در نوشته قبلی، پارادوکس مشارکت مطرح می کند.

این مثلآ مشارکتی ها دوباره کک تنبان زیر بیست ساله ها انداخته اند که هاای بیایید رای دهید چون ... چون .... چون .... .های و هوی شتابزده شان را هم که می بینید.اولین و آخرین توانایی مشارکت و پشارکت جماعت، همین کک به تنبان جماعت انداختن است.

نسیمشان را هم انگار باز علم کرده اند.به نظر من باید اسم نسیم را می گذاشتند پسیم!
چون واقعآ پسند. پس معرکه!

کاش دوباره پیروز شوند تا یک نسل زیر بیست ساله دیگر نظیر آنچه در بالا دیدید، بفهمند پیرهنشان را بیخودی جر داده اند.
آخ می خندم وقتی سر انتخابات مجلس، همه شان دوباره رد صلاحیت شدند.آخر به نظر شما یک آدم (نسبتآ) عاقل، چند بار باید از یک سوراخ گزیده شود؟
نمی شود عزیز من.این اصلاحات نیست، این ها هم اصلاح طلب نیستند.این ها قدرت طلبان انفعال طلبند، اسم این بازی هم بیشتر از اینکه اصلاحات باشد، افتضاحات است.
من اگر رای بدهم به چمران و حامیان احمدی نژاد رای می دهم.مرد کارزارند.با تمام رفتار و عقایدشان هم که مخالف باشم، باز مردند.یک هدفی را انتخاب می کنند، هرطور هم شده به دستش می آورند.مثل ممد رضا خاتمی نیستند که بیشتر از هدفشان به رنگ ریششان فکر کنند.

Labels: ,

-|- posted by Arman @ Thursday, December 07, 2006    
 

Monday, December 04, 2006

پارادوکس

این پست در اجاره جناب نیما خان در آمده. نوشته ها از قول ایشان است و طی درخواستشان، با کمال امتنان منتشر می شود.کامنتی هم اگر بود خطاب به ایشان باشد.بنده علیرغم موافقت با گفته کوتاهش، دخالتی نمی کنم.

دوستان دوم خردادی، این روزها دو جمله را به کرار گوشزد می کنند:
1.با رای ندادن خود باعث شدید احمدی نژاد بایید و باید خودتان را مقصر بدانید.
2.تجربه سیاست پیشین نشان داد که سیاست تحریم، موفق عمل نکرد.
دوستان! می شود تکلیف ما را مشخص کنید ؟ آخر سیاست تحریم عمل نکرده یا عمل کرده و به موجب آن ما مقصریم ؟

*نیما در حمایت از نوشته قبلی من که پاسخی بود به یکی از پیرهن چاکان اصلاحات پلاستیکی، خواسته بود تا این چند خط را منتشر کنم.

Labels:

-|- posted by Arman @ Monday, December 04, 2006    
 

Friday, December 01, 2006

اراده قدرت

«دشمنی یکپارچه، بهتر از دوستی سرسری است»
فریدریش نیچه


این همه ننوشتم تا این نوشته سرکار خانم «زن روزهای ابری» مثل تیغ توی گلویم گیر کرد.حال ناچار باید سرفه کنم.اگر صدایش گوش خراش است، ببخشید.

همین خرداد پارسال بود که عکس نویسنده مطلب فوق در حالی که روپوش جبهه مشارکت به تن کرده و عکس عالیجناب معین را به سینه کوبیده بود در صفحه اول برخی از مطبوعات منتشر شد.اگر درست یادم باشد ایشان در اینکه حضرت معین (ع) رییس جمهور ایران خواهد شد، تردیدی به ذهن مبارکشان راه نمی دادند.بنده و همفکرانم هم یک عده خلوت گزیده بی شرافت بودیم که «هیچ غلطی» نمی توانیم بکنیم.که البته غلطی هم نکردیم.غلط را دیگران کردند.
حالا هم جناب تیغ ماهی نوشته اند که : « سر جدتان رای بدهید . فرق خاتمی و احمدی نژاد را هنوز نفهمیده اید ؟ مشکل دارید آقاجان . بروید درمان کنید خودتان را .» !
کاری ندارم به تیغ ماهی که متاسفانه قلم شیوایی هم دارد.نوشته زهر دارش وادارم کرد که این ها را بنویسم.می خواستم برای نوشته اش نظر بگذارم.حیف که امکانش را مسدود کرده.

من مثل آیسا، اندیشه طرف مقابلم را نیازمند به درمان نمی دانم. کسی را هم به جد و اجدادش قسم نمی دهم که مثل من فکر کند.
اگر کسی به دموکراسی ایمان دارد، باید حق «رای ندادن» را هم برای گروهی که نمی خواهند رای بدهند، محترم بداند. شاید کسی همانند من هیچ کدام از معین و احمدی نژاد و قالیباف و شمسی خانم و غیره را برای رای دادن قابل نداند.مثال امروز که مسجد جامعی و ابتکار و سایر اسامی منوری که در دولت قبلی فعل «انفعال» را به خوبی صرف کردند را به هیچ عنوان شایسه حمایت نمی دانم.

به بحث (به قول نیک آهنگ "هسته ای") و قدیمی «اگر اینها نروند، آن ها می روند» هم نمی خواهم وارد شوم. بگذار آنها بروند.گوارای وجودشان.حکومت و قدرت بازیچه نیست که به دست کودکان بیافتد.مردان بد را به کودکان خوب (یا به ظاهر خوب) ترجیح می دهم.به دست آوردن قدرت هزینه می خواهد.مخالفان جبهه ای که اسمش را اصلاحات گذاشته اند، درست یا نا درست، اخلاقی یا غیر اخلاقی، مردانه یا نامردانه، هزینه های گزافی پرداختند.از اعتبار و مشروعیتشان مایه گذاشتند، به گمان برخی تقلب کردند و قانون را نقض کردند، افکار عمومی بسیج کردند و های و هوی به راه انداختند.کتک زدند و زندانی گرفتند.روزنامه تعطیل کردند و با قدرت های جهانی دست به گریبان شدند.

حالا آخر شما به پشتوانه کدام وجهه نداشته و کدام کار نکرده می خواهید بپرید وسط و مردم را به جدشان قسم بدهید که ما «قدرت می خواهیم ؟»
به قول متفکرانتان، همه «سنگر» ها را که فتح کرده بودید.از دولت و مجلس تا شوراهای شهر و روستا.جای پایتان را محکم می کردید که به این خفت و زاری نیافتید.
جیک جیک مستان کردید و ....

چه شد شعار های مجلس ششم ؟ «اصلاح قانون مطبوعات»، «اصلاح قانون احزاب»، «اصلاح قانون انتخابات» ، «افزایش اختیارات ریاست جمهوری».
اگر می شد، چرا نکردید و اگر نمی شد، چرا دوباره می خواهید کار نشدنی را امتحان کنید ؟
به قول شاملو :
«تو را که پایه بر آب است و کارمایه خراب، چه پی فکندن در سیل بار این بندر؟»

بیایید فرض کنیم لیستی که اصلاح طلبان معرفی کرده اند، رای بیاورد.همین سال آینده همه شان انصراف می دهند برای ورود به مجلس.همه هم رد صلاحیت می شوند.مگر مثلآ عبدالله نوری نشد؟ رییس شورای شهر تهران و وزیر سابق کابینه.بعد هم که رفت زندان.الان هم گویا زبان سرخش را بریده اند.

تیغ ماهی نوشته : «نگذارید در ازای رایی که نمی دهید ، یک بی شرف دیگر المثنی دستش بگیرد و رای بدهد .»
من چه رای بدهم و چه ندهم، آن المثنی به دست گرفته کار خودش را خواهد کرد.در بازی ای که داورش لباس تیم مقابل را به تن کرده، چرا شرکت کنم ؟

می گویی اگر همه متحد باشیم، تقلب بی نتیجه می شود و بزرگواران اصلاح طلب وارد شورا می شوند ؟ خوب بشوند.به یاد داری شورای شهری که سعید حجاریان و عبدالله نوری از اعضایش بودند، آخرش به کجا رسید ؟اگر آن روزها اهل سیاست نبودی، من برایت می گویم. وزارت کشور مجبور شد شورای شهر را منحل کند تا اصغرزاده و غیره بیشتر گند کاری نکند.در شرایطی که حجاریانش فلج بود و نوری اش در زندان.
حالا اسم حجاریان و نوری و کدیور، شده مسجد جامعی و نجفی و ابتکار.یعنی افرادی با یک درجه جسارت پایین تر.یارب این نو دولتان را با خر خودشان نشان.

نه عزیز من.نه دوست (سابق) خوبم.وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد.انرژی جوانیت را جای دیگری مصرف کنی بهتر است.فردا که رادیو اسامی منتخبان را اعلام کرد، اعصاب خودت خراب می شود.هرچند امیدوارم نشود.اما اگر شد چه؟ اگر باز شکست خوردی چه؟ دست کم اگر مانند من باشی، روح و روان خودت را نجات داده ای.

Labels:

-|- posted by Arman @ Friday, December 01, 2006    
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist & Photographer

e-mail - contact

 

شب گردی ها

(آرشیو)

Previous Post
Archives
 

 

Links