|
Friday, June 30, 2006 |
|
روی آبی، توی زرد |
های آرژانتینی ها ... این آرژانتینتان هم که تو زرد از آب در آمد! خلاصه شاگرد الیور کان و اندریاس کوپکه، توی دروازه آلمان ایستاده بود. ولی خارج از شوخی، حیف شد که آرژانتین حذف شد.این فینال زود هنگام بود.اگر آلمان نبود، دلم می خواست آرژانتین قهرمان شود.ولی اراده معطوف به قدرت آلمانی ها را نباید دست کم گرفت. بعدا عکس های بازی را اینجا لینک می کنم.اما عجالتا این عکس را ببینید.اراده قدرت که می گویم، همین است. ** برادر نازنین من به جرگه وبلاگ نویسان پیوسته است.دلتان بسوزد.شما که از این برادر ها ندارید.این هم وبلاگش.
Labels: شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Friday, June 30, 2006 |
|
|
|
| |
|
Wednesday, June 28, 2006 |
|
این رولینگ هم مارا سر کار گذاشته |
نویسنده هری پاتر اعلام کرد که در آخرین مجموعه از کتاب هایش، دو نفر خواهند مرد. رولینگ چند ماه قبل از انتشار کتاب پنجم هم اعلام کرده بود که یک نفر در جدید ترین داستان او خواهد مرد.من و بسیاری از افرادی که با این مجموعه مشغول شده اند (سرکار رفته اند) ماه ها مشغول حدس و گمان بودیم که این شخص کیست. در نهایت معلوم شد که او «سیریوس بلک» است.پدر خوانده هری. قبل از کتاب ششم نیز خبر مشابهی اعلام شد : "یکی از شخصیت های اصلی داستان، می میرد" این بار ماجرا فرق می کرد.«پروفسور آلبوس دامبلدور» شخصیت بسیار دوست داشتنی داستان های هری پاتر، و یکی از کاراکتر های داستانی ای که من حتی از او الگو برداری هم می کردم، از داستان حذف شد. رولینگ همین طور اعلام کرده بود که نام کتاب ششم «هری پاتر و شاهزاده دو رگه» است.و فقط توضیح داده بود که این شاهزاده نه هری پاتر است و نه لرد سیاه.خدا می داند این حرف چه قدر من را سرکار گذاشت. این رولینگ خیلی نامرد است.حالا اعلام کرده که در آخرین داستان، دو نفر خواهند مرد.قبل از این خیلی ها گفته اند که رولینگ،هردوی هری و لرد سیاه را در پایان داستان خواهد کشت.او به خوبی می داند که با اعلام این خبر، این حدس تقویت خواهد شد.ولی او همیشه اهل غافل گیر کردن خواننده است.من فکر می کنم او مخصوصآ این حدس را تقویت کرده تا مثل همیشه با داستانش همه را حسابی غافل گیر کند. در هر صورت خیلی نامرد است.هیچ زمانی برای انتشار آخرین کتاب از مجموعه هری پاتر، اعلام نشده است.حال ماییم و ماه ها درگیری ذهنی که این دو نفر مرحوم، چه کسانی هستند. رولینگ خیلی خوب داستان را به اوج رسانده.اما پایان چنین داستانی نباید از متن آن جذابیت کمتری داشته باشد.این سخت ترین کاری است که اگر رولینگ از پس آن بر بیاید، دیگر جدآ نویسنده بی نظیریست. نويسنده هری پاتر دو نفر را در کتاب آخر می کشد – بی بی سی نويسنده هری پاتر کاغذ کم آورد- بازهم بی بی سی (چه حالی می کنند این بریتانیایی ها با نویسنده اشان) سایت شخصی رولینگ – سایتش هم مثل خودش سرکاری است هیجان و ترس ناشی از نوشتن آخرین قسمت هری پاتر – آسیانیوز من مادر هری پاتر نیستم - گفتگوی دو خطی من با مترجم هری پاتر مشنگ ها نخوانند – شبانه ها (وقتی کتاب ششم در ایران منتشر شد) شاهزاده نیمه مغرور – شبانه ها (چه شد که من هری پاتر خوان شدم) -راستی دیدار با آییش خیلی خوش گذشت، جای همه کسانی که نیامدند خالی.(خالی که چه عرض کنم، دیگر جای نشستن و حتی ایستادن نبود) Labels: شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Wednesday, June 28, 2006 |
|
|
|
| |
|
Monday, June 26, 2006 |
|
دوباره شناسی فرهاد آییش |
من یکی که فرهاد آییش را خیلی دوست دارم.علاوه بر هنر بی نظیرش در بازیگری و مخصوصا در درک فوق العاده ای که از صحنه تئاتر دارد، شخصیتی بسیار صمیمی و دوست داشتنی ای نیز هست. خیلی دوست دارم از او بپرسم چگونه در تئاتر «گزارش به آکادمی» (سال 76 یا 77) از یک میمون ، بهتر ادای میمون را در آورد! سه شنبه (ششم تیر)، ساعت شش عصر، فرهاد آییش میهمان کافه تیتر است تا با علاقه مندانش دیدار کند. این برنامه با دعوت سرویس هنر روزنامه کارگزاران برگزار می شود و بنده ی حقیر (عجب نفسی بود آن که شکست) آن را ترتیب داده ام. هر کسی که دوست دارد با فرهاد آییش دیدار کند، دعوت است. شما هم حتمآ سوال هایی دارید که دلتان می خواهد از آییش پرسیده شود. و البته پس از آن سوال شما و جوابی که آییش به آن می دهد در روزنامه منتشر خواهد شد. آدرس کافه تیتر : چهار راه ولیعصر،خیابان برادران مظفرجنوبی،نرسیده به بیمارستان مداین،جنب ساختمان علاالدین. دیدار با فرهاد آییش – وبلاگ کافه تیتر فرخوان ملاقات با فرهاد آییش Labels: شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Monday, June 26, 2006 |
|
|
|
| |
|
Thursday, June 22, 2006 |
|
آداب ایرانی 16 |
ایرانی ها یک تفریح بزرگ دارند.ابتدا شخصی را آن قدر می ستایند که تصورش را هم نمی شود کرد.سپس تخم مرغ های گندیده شان را برای هدف قرار دادن او به صف می کنند. Labels: آداب ایرانی |
|
-|-
posted by Arman @ Thursday, June 22, 2006 |
|
|
|
| |
|
Wednesday, June 21, 2006 |
|
ضعیفه های فمینیست بخوانند |
- نظرت درباره حقوق زن ها در اجتماع چیه ؟ - هروقت اون ها حاضر شدن توی کارواش کار کنن، پشت گاو آهن راه برن، عربده کش ها رو از کافه ها بیرون بندازن، توی فاضلاب کارکنن، هروقت که حاضر شدن توی جنگ، پستون هاشون رو جلوی گلوله ستبر کنن، من می مونم خونه، ظرف می شورم و کورک های قالی رو پاک می کنم. به نقل از داستان «شاعر بزرگ» نوشته چالرز بوکفسکی، مجموعه «موسیقی آب گرم»، «نشر ماه ریز» راست می گوید دیگر. برابری زن و مرد که فقط اجازه ورود به استادیوم و دارا بودن حق طلاق نیست! زن ها خودشان به رفتار تبعیض آمیز دامن می زنند.نمی گویم همه، ولی شاید بتوان گفت اکثرآ. روز یکشنبه مقاله ای در روزنامه کارگزاران منتشر شد که اتفاقآ نویسنده آن هم خانم "مسلمآ" محترمی بود. این خانم روزنامه نگار، سعی داشت در نوشته اش راه و رسم «جنتل من» بودن را به آقایان یاد دهد.ایشان انتظاراتی از آقایان داشتند که البته بی جا نبود، اما از زن همان تصویر «ضعیفه» را تداعی می کرد. مثلآ ایشان اعتقاد داشتند یک «جنتل من» می بایست وقتی با خانمی در خیابان راه می رود، خودش در سمت حرکت ماشین ها حرکت کند! یا اگر خانم همراهش بار سنگینی داشت، زود بار را از دست ایشان بگیرد !!(این هم لینک به مطلب کذایی، به صورت pdf ، پایین صفحه را نگاه کنید. اگر حوصله اش را ندارید برایتان می گویم که اصول یازده گانه ایشان بدین شرحند : 1.در را برای خانم ها باز کنید، 2.کمک کنید تا کتش را بپوشند،3.جای خود را به خانم ها بدهید،4.از جای خود برخیزید، 5.دست خانم تان را بگیرید، 6.به آسایش خانم ها توجه کنید، 7.نگذارید برای برداشتن چیزی از زمین،خودشان خم شوند،8.در راه پله،کنار خانم راه بروید، 9.از سمت خیابان قدم بزنید، 10.سیگار نکشید، 11.بسته او را حمل کنید،حالا شما یک "جنتل من هستید -خانم عزیز در این صورت شما هم یک "ضعیفه" هستید.)
چند وقت پیش هم در روزنامه اعتماد "نه چندان" ملی، خانمی مقاله ای در انتقاد از غیرت آقایان در جامعه نوین منتشر کرده بودند و به ستایش از لوتی های کلاه مخملی و غیرتشان پرداخته بودند!(مثلآ می گفتند اگر مردی به زنی بد نگاه کند، در جامعه امروز دیگر کسی نیست که از از این زن "ضعیفه" دفاع کند!) این ها مشتی از خروار است.همه روزه در اجتماع شاهد رفتار تبعیض آمیز خانم ها هستیم.ایشان ترجیح می دهند از امتیازات "زنانه" برخوردار باشند، اما ادعای برابری هم دارند. برابری در حقوق اجتماعی حق زنان است.(این حق از انرژی هسته ای هم مسلم تر است.) اما اگر می خواهند حقشان را بگیرند، ابتدا باید خود به برابری و عدم ملاک قرار دادن جنسیت (در امور غیر جنسی)، پایبند باشند. (توضیح درباره عنوان مطلب : عنوان «ضعیفه های فمینیست» را برگزیدم تنها به دو علت.اول جلب توجه علاقه مندان به حقوق زن، و دوم برای نشادن دادن تضادی که قرار است از آن سخن بگویم. قصد نداشتم بگویم فمینیسم بد است! به خدا! یا بگویم زن ضعیفه است، باز هم به خدا!، دست کم در مطالبی که در همین وبلاگ منتشر کرده ام همواره نشان داده ام که سینه چاک حقوق زنان اجتماع خویشتنم)
Labels: انگولک, ساز مخالف |
|
-|-
posted by Arman @ Wednesday, June 21, 2006 |
|
|
|
| |
|
Monday, June 19, 2006 |
|
آدولف های یهودی |
هرگونه بهره برداری سیاسی از ورزش و آن هم از رویدادی به بزرگی و وسعت جام جهانی فوتبال، بسیار زشت و چندش آور است. در روز دومین مسابقه تیم ملی فوتبال ایران، همانند روز اول، عده ای از معترضان به مواضع و سخنان رییس جمهور ایران، اقدام به برگزاری راه پیمایی کرده اند. در شرایطی که تمام شهر های آلمان، صحنه شادی و جشن و سرور و دوستی و تفاهم است، شهر فرانکورت در هفدهم جون و همزمان با بازی ایران، شاهد برپایی اعتراض و راهمپایی بر علیه ایران می شود. کاری که تمامی افرادی که با پرچم ایران در فرانکفورت حضور دارند را در چشم حاضرین بی طرف و شهروندان کشورهای مختلف ، خار می کند. به حقانیت و یا عدم حقانیت ادعای معترضین کاری ندارم. ایشان می توانند هرزمانی که خواستند اعتراض کنند.ولی هرگونه رفتار سیاسی و تبلیغ آن با استفاده از قدرت رسانه ای یک رویداد ورزشی که باید منادی صلح و تفاهم و دوستی باشد، نادرست است. هرچند که کار از اعتراض گذشته و رنگ و بوی تمسخر به خود گرفته است. این رفتار یهودیان مقیم آلمان، نوعی دهن کجی و بی احترامی به تمام ایرانیانی است که برای تماشای مسابقه فوتبال تیم کشورشان در فرانکفورت حضور داشتند. برگزار کنندگان این تجمع موهن، به خوبی می دانستند که ایرانیان حاضر در فرانکفورت فارغ از هرگونه اندیشه سیاسی و فقط برای تماشای فوتبال به این شهر آمده اند و شاید هم بسیاری از ایشان با مواضع کشورشان موافق نباشند. اما این چنین انگشت نما کردن ایشان، نوعی توهین نابخشودنیست. اگر در جو تمسخر آمیز راهپیمایی شهر فرانکفورت تردید دارید، عکس های زیر تردید شما را بر طرف خواهد کرد.
( 1 ) – ( 2 ) – ( 3 ) – ( 4 ) Labels: ساز مخالف |
|
-|-
posted by Arman @ Monday, June 19, 2006 |
|
|
|
| |
|
Friday, June 16, 2006 |
|
خانم شما امضا نمی خواین ؟ |
قهرمانان تیم ملی در حال تمرین برای شکست مقتدرانه حریف -یک وقت خیال نکنید مثال برخی از روزنامه ها، با این عکس خیال ادای افشاگری در آوردن داشته ام. فقط چون عکس جالبی بود گذاشتم.دمشان هم گرم، سرشان هم سبز، من هم بودم به این خانم ها امضا (و شاید خیلی چیزهای دیگر) می دادم.
منبع عکس و عکس های بیشتر: Getty Images
Labels: انگولک, شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Friday, June 16, 2006 |
|
|
|
| |
|
Tuesday, June 13, 2006 |
|
آداب ایرانی 13-14-15 |
ادب، تربیت و برخورد صحیح اجتماعی در ایران، امری کاملآ نسبی بوده و به فرد مقابل و موقعیت برخورد وابسته است. یک انسان با شخصیت و فرهیخته، ناگهان می تواند چهره بی نزاکت ترین انسان ها را از خود به نمایش بگذارد. «صف» در ایران به راحتی می تواند به رینگ ورزش های رزمی و البته گاهی هم پیست مسابقات دوی ماراتن تبدیل شود. ایرانیان تفاوت «تاکسی» با «سینما» یا «پارک»، و تفاوت «مسافر بغل دستی» با «شریک جنسی» خود را درک نکرده اند. Labels: آداب ایرانی |
|
-|-
posted by Arman @ Tuesday, June 13, 2006 |
|
|
|
| |
|
Sunday, June 11, 2006 |
|
ما در خانه، سلاح کشتار جمعی داریم |
پدر سیگار می کشد. پسر همپای پدر سیگار می کشد. پدر برای اعلام صلح به پسر سیگار می دهد. پسر برای اعلام جنگ، بیشتر از پدر سیگار می کشد. پدر برای اعلام پیروزی پیپ می کشد. مادر برای اینکه چیزی برای کشیدن داشته باشد، جیغ می کشد. وقتی جیغ می کشد، دیگر کسی سیگار نمی کشد. همه خجالت می کشند.
گاهی سوژه وبلاگ ته می کشد. Labels: شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Sunday, June 11, 2006 |
|
|
|
| |
|
Saturday, June 10, 2006 |
|
Deutschland, Deutschland über alles |
شروع شد. جام جهانی فوتبال. فرصت مناسبی برای گول زدن خود و الکی خوش بودن. حسرت می خورم که ای کاش همچون سالهای 94،90 یا 98 شیفته تیم فوتبال آلمان بودم تا از این یک ماه نهایت لذت را می بردم. اما افسوس، این قافله عمر عجب می گذرد... به آلمان با این مدافعان گل و بل بل امیدی نیست.در ضمن این تیم بدون الیور کان، چیزی کم دارد.هرچه قدر هم که کلینزمن خوشگل و دوست داشتنی باشد، بازهم نمی بخشمش که الیور را از دروازه بیرون کشیده.این جام و قهرمانی در آن، آخرین آرزوی این تهمتن بود. اما از بازی اکوادری ها لذت بردم.اصولآ من در این جام طرفدار سیاه پوست ها هستم. بیشتر از این که منتظر بازی ایران باشم، برای بازی برزیل لحظه شماری می کنم.نه برای خود تیم برزیل که هیچ وقت نظرم را جلب نکرده.بلکه برای دیدن هوادارانش.عجب مردم خون گرمی هستند....
چون بلد نیستم بیشتر از این از فوتبال بنویسم، به چند عکس لینک می دهم. خودتان به یاد من نگاه کنید.
1 - یکی به عکاس بگوید مزاحم ایشان نشود.(به نظر شما در این عکس کدام خوشحال ترند؛ این خانم محترم یا رنالدینیو ؟) 2 - آدم یاد نردبان می افتد. 3 – وقتی کاکتوس روی سر رشد می کند، پروانه هم روی کاکتوس می نشیند. 4 – من تازه فهمیدم چرا همه صورت هایشان را رنگ می کنند. 5 – 6 – 7 – فکر کردید الکی از برزیلی ها تعریف کردم ؟ 8 – این هم جذاب ترین عکس تاریخ. 9 – 10 – آلبوم عکس های بی بی سی. Labels: شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Saturday, June 10, 2006 |
|
|
|
| |
|
Thursday, June 08, 2006 |
|
Something will be change |
ابومصعب الزرقاوی و مشاورش کشته شدند. این اتفاق در جریان حمله هوایی نظامیان آمریکایی به محل اقامت زرقاوی اتفاق افتاده است. ژنرال ویلیام (بیل) کالدول، از فرماندهان نظامی آمریکا در عراق در نشستی خبری ضمن تایید کشته شدن ابو مصعب الزرقاوی، گفته است که "شیخ عبدالرحمن" که از او به عنوان "مشاور روحانی" الزرقاوی نام برده می شود در بین کشته شدگان است. روز پنجشنبه، 8 ژوئن، نخست وزیر عراق با شرکت در یک نشست خبری در بغداد که مستقیما از شبکه تلویزیون دولتی آن کشور پخش می شد، اعلام کرد: ابومصعب الزرقاوی، رهبر شبکه القاعده در عراق، در نتیجه همکاری مردم عراق "معدوم شده است" و سخنان وی کف زدن حاضران را به همراه آورد. ( اصل خبر )
همواره به شخصیت های ناشناخته ای که از ایشان به عنوان رهبران مخالف آمریکا نام برده می شود مشکوک بوده ام. پیدا کردن رهبر نامدار شورشیان مزاحم، برای کشوری همانند امریکا با آن دایره وسیع قدرت و امکانات پیشرفته، به نظر چندان مشکل نمی آید. من همانند بسیاری از مخالفان برخی از سیاست های ایالات متحده، هرگز اندیشه ها و تردید های خود را در قالب واقعیت هایی مطلق بیان نمی کنم.اما نمی توان به این گونه فضا سازی ها مشکوک نبود.چه چیز همانند وجود یک گروه شورشی خطرناک، می تواند حضور نظامی ایالات متحده در سرزمینی که کیلومتر ها از این کشور فاصله دارد را توجیه کند؟ یا چه چیز همانند تظاهر به وجود گروه های مسلح و تروریست، بلند پروازی ها و بودجه های کلان نظامی کشورهایی همچون اسراییل را توجیه می کند؟ منکر نیستم که اندیشه ها و اعمال تروریستی و آشوب طلبانه وجود دارند، اما شاید گاهی، برخی از این اعمال آن طور که سیاست پیشه گان کشورهای قدرتمند نشان می دهند، چندان به ضرر ایشان نباشد. به سیاست کشوری که جنگ طلبی را پیشه خود قرار داده و مصرانه بر حضور نظامی در سرزمینی که در فراسوی مرزهای خود قرار دارد تاکید می ورزد، نمی توان مشکوک نبود. پیش از فتح بغداد، کسی نامی از زرقاوی نشنیده بود. اعمال او در افغانسان و خلاف کاری هایش در اردن هرگز برای او شهرت جهانی به همراه نداشت.اما زرقاوی به یک باره به بزرگ ترین خرابکار عراق و رهبر مشهورترین گروه مخالف ایالات متحده (یک ابرقدرت نظامی تمام عیار) تبدیل شد.آیا به راستی این مسئله اندکی مشکوک نیست؟ به هر حال اخباری همانند خبری که امروز مبنی بر کشته شدن رهبر شورشیان عراق منتشر شد، تغییراتی را به همراه خواهد آورد. یکی از مهره ها حذف شده و این اتفاق حاوی پیام های جدیدی است. چیزی در عراق عوض خواهد شد. Labels: ساز مخالف, شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Thursday, June 08, 2006 |
|
|
|
| |
|
Wednesday, June 07, 2006 |
|
ویروس های ایرانی |
چند روزی است که به خودم فشار میاورم تا سوژه وبلاگی بیابم؛اما سوژه ام نمی آید. اکنون هم که سوژه را یافتم، هرچه می نویسم چرند از آب در می آید. پس سوژه ام را می سوزانم : سایت کتاب فروشی ایران بین (iranbin.com)، یکی از سایت های مورد علاقه من بود که در سالهای گذشته امکانات جذابی برای خرید اینترنتی کتاب در اختیار مراجعه کنند قرار می داد. پس از دوره ای که این سایت در گرداب سیستم های ابلهانه ی موسوم به Network Marketing افتاد، هم اکنون (گویا از سر ناچاری و شاید هم سود جویی بیشتر) تغییر نام داده است. حال که تب سرگرمی زیر 6 سال Network Marketing ایرانی به لرز نشسته است، «ایران بین» هم به تغییرات زیر تن داده است. پیشتر نام ایران بین(IranBin) این گونه تعبیر می شد : Iran Book Information Network ، اما امروز که به سایت سر زدم متوجه شدم گویا مدیران سایت این واژه ها را ترجیح داده اند : Iran Bazar Internet Network !!!! خلاصه همه می داند «بازار» از «کتاب» پر رونق تر است. حدس می زنم به زودی در این سایت گوشی موبایل به فروش برسد و نرخ ارز ، عرضه شود. خدایش بیامرزد. و البته خدا این ویروس پرستی را از سر ایرانی ها به در کند. ویروس گلد کوئیست. ویروس نتورک.ویروس وبلاگ نویسی بی سوژه ...
مرتبط : سایت اطلاعات بازار (سابقآ کتاب) ایران Labels: آداب ایرانی, شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Wednesday, June 07, 2006 |
|
|
|
| |
|
Friday, June 02, 2006 |
|
رسم بازی کلاغ پر* |
. عکس فوری (با موبایل). تخت جمشید – اردیبهشت 85
**** چند روزی شبانه ها خراب بود.همین!
*گوشه ای از ترانه «شام اخر» ؛ شهیار قنبری Labels: شبانه |
|
-|-
posted by Arman @ Friday, June 02, 2006 |
|
|
|
| |
|
About Me |
Arman Eslambolchi
Journalist & Photographer
e-mail - contact
|
|
شب گردی ها |
|
(آرشیو)
|
| Previous Post |
|
| Archives |
|
|
| |
|
|
| Links |
|
|
| |
|
|
|