امشب تو شهر چراغونه خونه ی دیبا داغونه مردم ده مهمون مان با دامب و دومب به شهر میان داریه و دمبک می زنن می رقصن و می رقصونن غنچه ی خندون می ریزن نقل بیابون می ریزن های می کشن هوی می کشن (( - شهر جای ما شد! عید مردماس، دیب گله داره دنیا مال ماس، دیب گله داره سفیدی پادشاس، دیب گله داره سیاهی رو سیاس، دیب گله داره ))...
... تو قلب شب که بدگله آتیش بازی چه خوشگله! آتیش! آتیش! - چه خوبه! حالام تنگ غروبه چیزی به شب نمونده به سوز تب نمونده ...
الان غلاما وایسادن که مشعلا رو وردارن بزنن به جون شب، ظلمتو داغونش کنن عمو زنجیر بافو پالون بزنن وارد میدونش کنن به جایی که شنگولش کنن سکه یه پولش کنن ... - پریا - هوای تازه - الف بامداد -
Labels: شبانه |