Wednesday, September 28, 2005

دیوار

انرجی مسبت بسیار مهم می باشد .
شما می توانیت با آن به همه خواسته های خود برسید.
مهققان علوم جدیده ، کشفیاتی انجام داده اند که نشان می دهد همه چیز انرژی است.
یا مصبت یا منفی.
دور سرهمه تان هم حاله هایی هست که رنگ های متفاوتی دارد.
حاله بعضی ها شفاف است ، حاله بعضی ها کدر.
شما می توانید با تمرکز فکر و ذن در مورد حاله خود شفاف سازی انجام دهید. کاری ندارد از طهارت گرفتن هم ساده تر است.
بعد حقایقی می فهمید که تا حال نمی دانستید.
به آرامش می رسید و دنیایی که بیماری و درد در آن وجود ندارد ، فقط عشق است. البته معنوی اش.

برای شما مراحلی وجود دارد که باید از آنها بگذرید.
سیر و سلوک را که سپری کردید ،چاکراهای شما باز می شوند.
آخر همه ما در بدنمان چاکراهایی داریم.
یکی از این چاکراها ، چاکرای نفهمی است که الان مال همه تان ، تا ته باز است.

زندگی شما بستگی به این دارد که روحتان قبلن در بدن چه زبان بسته ای بوده است.
مثلن این خانمی که این جلو نشسته احتمالن بز بوده و گرنه اینجوری به من خیره نمی شد.
اگر به این برنامه ای که به شما می دهم عمل نکنید ممکن است زبانم لال روحتان برود توی شتر ، بی آب و غذا ول شوید توی بیابان.
شاید هم گاو شوید

خیام می گوید :
گاویست در آسمان قرین پروین
گاویست دگر نهفته در زیر زمین
گر بینایی چشم حقیقت بگشا
زیر و زبر دو گاو ، مشتی خر بین

-|- posted by Arman @ Wednesday, September 28, 2005    
 

Monday, September 26, 2005

مدیران تئاتری به زودی تغییر می کنند.هیچ شناختی نسبت به اسامی ای که مطرح شده است ندارم و نمی دانم چه کسانی هستند.
در این روزهای واپسین مدیران عصر اصلاحات ، من هم عادت کرده ام روزهای آخر اجرا به تئاتر بروم.پس از آرش که روز آخرش بسیار چسبید ، امشب در واپسین اجرای <<ویتسک>> حضور داشتم. البته گویا قرار است اجرای آن در فرهنگسرای نیاوران ادامه پیدا کند (امری که برای سیلویا میسر نشد). در هر صورت این روزهای آخرین مدیران قدیمی ، اجراهای آخر یک حال و هوای دیگری دارد. وقتی که با دسته گل بازیگران را بدرقه می کنند.
این سالنهای کوچک چه سرنوشتی خواهند داشت ؟

چند وقت است که غلظت تئاتری اینجا زیاد شده است.آیا من حرف دیگری برای گفتن ندارم ؟

-|- posted by Arman @ Monday, September 26, 2005    
 

Friday, September 23, 2005

پشت دریاها

هنگامی که قرار شد در یک ستون ثابت، هر روز از تئاتر بنویسم ، اندکی ترسیدم.چگونه می شد هرروز ازبضاعت ناچیز تئاتر ایران مطلب تهیه کرد ؟
یادم می آید همان شب اول وقتی در کافه شوکا ، یارعلی پور مقدم گفت نمی توانی هرروز از تئاتر چیز بدرد بخوری پیدا کنی ، عرق سردی بر پشتم نشست.
او حق داشت ، تئاتر ایران آنقدر محدود است که نمی تواند هرروز یک ستون نیم صفحه ناچیز را پر کند.
اما آقای پورمقدم دقت نداشتند که دنیای تئائر برخلاف سرزمین ما به ساختمان تئاتر شهر محدود نمی شود.

می توان از تئاتر لندن و پاریس و نیویورک ، چیزهایی نوشت که برای مخاطب فارسی زبان نیز بسیار خواندنی باشد. اخبار و رویداد های تئاتری در آن سوی آب ها آنقدر هست که بتوان با آن هر روز شانزده صفحه روزنامه بست ، چه برسد به یک ستون نیم صفحه ی ناقابل.


نیکول کیدمن برروی صحنه (یک نفر امروز زنگ زده بود دفتر روزنامه می گفت در تیتر ها بیشتر دقت کنید فکر کردیم قرار است نیکول کیدمن در ایران به صوی صحنه برود کمی هول شدیم و باعث شد الکی ذوق کنیم)

طلوع سرخ در تئاتر نیویورک (این یکی را زیاد دوست ندارم ، فردا -شنبه- چاپ می شود)

شرور در نیویورک (اما کشته ی اینم)

بلند تر بپر بیلی

جان لنون در برادوی (و جان می دهم برای دیدن این جان لنون)

سازهای لندنی برای شیکاگو می نوازند

تغییر نام در برادوی

(چند تای دیگر هم بود که حوصله یافتنشان را نداشتم. از جمله نوشته ای در باره نمایش شبح اپرای پاریس)

وقت کردید یک نگاهی به این بالایی ها بیاندازید و ایرادهایم را بگویید.البته باید بگویم مکانیزم وب سایت آسیا این گونه است که زمان را فدای صحت نمی کند و مطالب قبل از بازخوانی و بلا فاصله پس از حروف چینی برروی وب سایت منتشر می شوند.
اما بدون تعارف مدتی است کسی با انتقاد ، پوست تنم را داغ نکرده است.
یک دستگاه پژو 206 (اسباب بازی) برای بهترین انتقاد.

- عکس مطعلق است به سالن (The J. K. Tyl Theatre) اطلاعات بیشتر در اینجا


-|- posted by Arman @ Friday, September 23, 2005    
 

Wednesday, September 21, 2005

خواب دیدم در خواب ، آب آبی تر بود

خواب
یعنی پایان رئالیسم

-|- posted by Arman @ Wednesday, September 21, 2005    
 

Monday, September 19, 2005

یک مسئله تکراری

دوستی می گفت بی بی سی در بخش فارسی از واژه خلیج فارس استفاده می کند، در برنامه های عربی واژه خلیج عربی را ترجیح می دهد و به زبان انگلیسی تنها می گوید خلیج.(راست و ناراست با نقال)
داشتم وب گردی می کردم متوجه شدم ،در نقشه های وب سایت وزارت دفاع انگلستان (+) ، به جای استفاده از واژه خلیج فارس ، تنها به "خلیج"(The Gulf) بسنده شده است. این هم مدرک (1) (2) . آن نشنال جئوگرافی پدر آمرزیده حداقل در پرانتر جعلیده بود.
این هم نمونه دیگری از تب های تند ما که زود به لرز می نشیند. پس چرا میل باکس های وزارت دفاع بریتانیا را نمی ترکانید ؟ بمباران و موشکباران گوگلی چه شد ؟


چرا یک سازمان دولتی یا غیر دولتی یا گروه یا گروهک یا هرچیز(به جای چیز کلمات گوناگون دیگری می توان به کار بست که پاستوریزیسون اینجا را خراب می کند) دیگری تشکیل نداده ایم که به طور جدی تمام موارد جعل نام خلیج فارس را بررسی کند ؟ (اگر چنین چیزی هست من را هم خبر کنید)
چه فراوان هواپیمایی هایی که نام خلیج فارس را جعل کرده اند به ایران می آیند و می روند و ایرانی ها سوار می شوند و ویسکی می نوشند و لذت می برند.
با جعل یک نام خلیج فارس اتفاقی نمی افتند.از این لحظه پانصد بار تکرار کنید خلیج العربی ... ! ببینید ، هیچ اتفاقی نیافتاد ، عادت هم می کنیم.
مشکل این است که ما در همه چیز (این چیز با چیز بالایی فرق دارد) همینگونه ایم.
سلسله گزارش های ایسنا (+)از وضعیت ناگوار تخت جمشید را خوانده اید ؟

-|- posted by Arman @ Monday, September 19, 2005    
 

Friday, September 16, 2005

منم آرش سپاهی مرد آزاده


آرش باز خواهد گشت

زمستان 77 بود و من یک تازه وارد به دنیای تئاتر.پس از یک صف طولانی در سرمای آن سال ، موفق به تهیه بلیت نمایش آرش شده بودم که در تالار چهارسو اجرا می شد.
آرش ، نوشته بهرام بیضایی به کارگردانی قطب الدین صادقی و بازیگری میکاییل شهرستانی. آن هم در حال و هوای سال 77 و انفجار ناگهانی تئاتر ایران.(فصل بهار و طرف جویبار و لب کشت و لعبتی حور سرشت ....)

آرش چنان تاثیری بر من گذاشته بود که همان شب تا صبح متن بیضایی را می خواندم به حدی که یک شبه اکثر آن را حفظ شده بودم.
امروز روز واپسین اجرای آرش بود ، این بار به کارگردانی میکاییل شهرستانی همان بازیگر دکتر صادقی ، با امکاناتی تاسف آور در خانه کوچک نمایش اداره تئاتر.
اما کار آنقدر قوی بود که خاطره آن روز را برای من زنده کند و حرف های حمید سمندریان در پایان نمایش آن قدر لطیف که اشک در چشمان بعضی ها جمع شود.
فکر می کردم همین نمایش در سالنی بهتر با صحنه ای با شکوه تر و امکانات و تبلیغاتی وسیع تر ، چقدر می توانست موفق باشد و اکنون در دخمه برای تعدادی مخاطب خاص اجرا می شود.
فکر می کردم همین متن می تواند به فیلمی با شکوه تبدیل شود و قله های سینمای جهان را فتح کند.
آه که من چقدر فکر می کنم ...

ببینید عکس های ایران تئاتر (+)(عکس بالا هم از همین منبع است)
و بخوانید نوشته ی پرستو دوکوهکی در زن نوشت (+) و نوشته من در روزنامه آسیا (+) را

-|- posted by Arman @ Friday, September 16, 2005    
 

Wednesday, September 14, 2005

!


هفته نامه یالثارات الحسین ، شماره 341 ، چهارشنبه
23 شهریور 1384 ، صفحه 3 ، خطاب به وزیر ارشاد جدید:

به هزار و یک دلیل تئاتر هنری نبوده و نیست که همگام با انقلاب و ارزش های آن و تفکرات آن پیش آمده باشد و اگر به حال خود رها شود ولنگاری و فساد پشت و روی صحنه و وقاحت را بیشتر می پسنند تا دیانت و شریعت را!
و هزار حیف که بیت المال مسلمین خرج هوسرانی ها و غریزه محوری های بعضی ها شود که لجن مال کننده عنوان هنر و هنرمند بوده اند.(و هستند اگر دستشان کمافی السابق باز باشد!)
در عرصه هنرهای نمایشی به مدیری نیاز دارید که علاوه بر درک مفهوم هنر دینی و ملی، تعصب دینی مبتنی بر آگاهی با شجاعت هرس کردن و پیرایش هزار زنگار و پیرایه و زالوی چسبیده به بدنه وزارت ارشاد را نیز داشته باشد!
می دانم که می فهمید و از همین رو نیاز به توضیح بیش از این نیست!


*نکته : علامت های تعجب (!) در خود متن بوده و من اضافه نکرده ام.

-|- posted by Arman @ Wednesday, September 14, 2005    
 

Tuesday, September 13, 2005

صحنه

sahne

شماره بیست و سوم از نشریه صحنه منتشر شده است ، این بار با یک سردبیر جدید.تا شماره قبل دکتر مهدی پور رضاییان سمت سردبیری نشریه صحنه را به عهده داشت که جای خود را به آقای حسن کشن فلاح داده است. در هر صورت امیدوارم در این بحبوبه ی عوض شدن ها ، نشریه صحنه از آن دسته ای باشد که از آسیب مصون می ماند.

-|- posted by Arman @ Tuesday, September 13, 2005    
 

Sunday, September 11, 2005

برای آنکه به آسانی فراموش می کند

کبوتر ها را می توانی هرازگاهی پرواز دهی
می توانی با چوب بترسانیشان یا با فریادی از خود برانی
دیری نخواهد گذشت
آنها به سویت باز خواهند گشت
به هوای دانه ای و آشیانه ای به آسانی خواهی فریفتشان
اما اگر روزی شاهین مرغی ، عقابی ، بر گرداگرد بامت چرخی زد و فرود آمد
نرنجانش

او از اهالی آسمان های تنهاییست
با او به نجوا سخن بگو و به نرمی رفتار کن
اگر از روی غفلت آزارش دهی ، مرغ نازک دل به افق های خود پر خواهد کشید
تنها شاید روزی بازگردد و بر بامت قطره اشکی بچکاند ، در آن گاه که به خانه نیستی
این تنها کبوتر ها هستند که دوباره باز می گردند
آنها تنها زیستن نمی دانند ...

-|- posted by Arman @ Sunday, September 11, 2005    
 

Friday, September 09, 2005

فصل عزیمت جاودانه

پاییز را می شنوم
گوش کن ....
صدای پاهایش که بر روی برگ های زرد قدم بر می دارد را خواهی شنید
پاییز را می بویم
بوی رگبار تندی می آید
دستانت را از پنجره دراز کن
انگشتانت خنکای باران را طلب می کنند
پاییز در راه است
باید چمندانهایم را جمع کنم

-|- posted by Arman @ Friday, September 09, 2005    
 

Thursday, September 08, 2005

پاییز ، فصل دیگری ست

منتظر پاییز نشسته ام.
پاییز که بیاید ، من می روم.
کجایش را نمی دانم.
اما می روم به جایی که بعد از پاییزش بتوان امید به بهار داشت.

-|- posted by Arman @ Thursday, September 08, 2005    
 

Sunday, September 04, 2005

باید بدونه عاقبت ، دو بال پرواز می کشیم


.


غزلک شکستن ات کار کیه ؟
به عزا نشستن ات کار کیه ؟
عسلک نبینم افتادن تو
بگو پر پر شدنت کار کیه ؟


شهیار قنبری


-|- posted by Arman @ Sunday, September 04, 2005    
 

Saturday, September 03, 2005

بی دانش گاه

ثبت نام ترم جدید بی دانشگاه ها شروع شده است.بی دانشگاه ما هم که خروس بی محل زودتر از همه سربازانش را فراخوانده !
برویم لوازم تحریر بخریم ؟ کوله جدید ، جامدادی ، مداد ها وخودکار های رنگارنگ و از همه مهمتر یک عالمه دفتر سفید.
بعد روز اول مهر همه را توی کیف جابدیم و کفش و لباس نو بپوشیم و برویم دست به سینه توی ردیف اول بنشینیم.
بعد که استاد سر کلاس آمد اجازه بگیریم برای آب خوردن بیرون برویم، فقط برای اینکه با کفش جدیدمون یک شوت محکم به توپ سرگردان توی حیاط زده باشیم.

بی دانشگاه ها رو فقط روز اول میشه تحمل کرد.درست مثل مدرسه ها.
از روز دوم رویاها فرو می ریزن و زیبایی ها تموم می شن.
من که این ترم مرخصی می گیرم و از هفت دولت آزاد (به اسثتنای دولت کریمه) .

از این ترم تا اون ترم فرجه !

-|- posted by Arman @ Saturday, September 03, 2005    
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist & Photographer

e-mail - contact

 

شب گردی ها

(آرشیو)

Previous Post
Archives
 

 

Links