Friday, February 29, 2008

آنی‌هال

یه جوک قدیمی هست. دو تا پیرزن در یه منطقه کوهستانی بودن. یکی‌شون می‌گه: «غذای اینجا واقعا وحشتناکه»؛ و اون یکی می‌گه: «آره، ولی همونشن به آدم کم می‌دن».

-خوب، طرز فکر من در مورد زندگی دقیقا همین‌طوره؛ پر از تنهایی و نکبت و زجر کشیدن و ناراحتیه.
تازه خیلی هم زود به آخر می‌رسه!


می‌دونین، یاد اون جوک قدیمی افتادم؛ همون که یه یارو می‌ره پیش یه روان‌پزشک و می‌گه: «دکتر، برادر من دیوونست، اون فکر می‌کنه مرغه!»
بعدش دکتر می‌گه: «خوب چرا نمی‌فرستیش تیمارستان؟»
اون‌وقت مرده می‌گه: «می‌خواستم بفرستمش، ولی تخم‌مرغ‌هاشو لازم دارم.»

-خوب، گمونم این خیلی شبیه طرز فکر فعلی من راجع به روابط زن و مرده. می‌دونین این روابط کاملا غیر منطقیه. دیوونه‌وار و مسخرست. ولی گمونم هممون به این روابط ادامه می‌دیم، چون به تخم‌مرغ‌هاش احتیاج داریم.

وودی آلن

Labels: ,

-|- posted by Arman @ Friday, February 29, 2008  
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist & Photographer

e-mail - contact

 

شب گردی ها

(آرشیو)

Previous Post
Archives
 

 

Links