ویرم گرفته امشب، شعری ز «واو» بگویم از روی قایق خویش، در مدح ناو بگویم
ویرم گرفه انگار، سر بخورم تو احساس با این دل شکسته، از عشق و «لاو» بگویم
ویرم گرفته امشب، سر بزارم به صحرا به جد و آباد خویش، فحشی ز گاو بگویم
قافیه جور نمیشه، شاعری زور نمیشه برای فکر بی ذوق، از کند و کاو بگویم Labels: زمزمه های دلتنگی, شبانه |