Wednesday, March 21, 2007

از همین روزن گشوده به دود

انگار باید هر سال این شعر را اینجا بنویسم.
پارسال هم همین موقع ها اینجا گذاشتمش.
فریدون مشیری نیست بنده خدا که چند بیت دیگری بگوید، ما برای عید چیزکی داشته باشیم.
هین ولی عالیست.

با همین دیدگان اشک آلود،
از همین روزن گشوده به دود،
به پرستو ، به گل ، به سبزه درود
به شکوفه ، به صبحدم ، به نسیم،
به بهاری که می رسد از راه،
چند روز دگر به ساز و سرود

شاید ای خستگان وحشت دشت،
شاید ای ماندگان ظلمت شب
،
در بهاری که می رسد از راه،
گل خورشید آرزوهامان،
سر زد از لای ابرهای حسود

شاید اکنون کبوتران امید،
بال در بال آمدند فرود...

پیشِ پای سحر بیفشان گل
سر راه صبا بسوزان عود
به پرستو، به گل، به سبزه درود

Labels:

-|- posted by Arman @ Wednesday, March 21, 2007  
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist

arman
 [at] shabaneha
 
[dot] com

 

Previous Post
Archives
 

 

Links