درباره تئاتر ماه در آب، اینها را نوشته بودم. حضرت تیغ ماهی پاسخ این گونه داد :
«نه این جوری که نویسنده این جا نوشته نیمچه شاهکار ، ولی تئاتر قابل ملاحظه ای بود. نیمچه شاهکار اشکالاتش توی ذوق نمی زند. موسیقی ، خاموشی های بیش از حد که مثل آنتراکت می شد. از زور حرف زدن تماشاچی ها و چی و چی خیلی دورش کرد از شاهکار ، اما گفت و گو ندارد که یعقوبی نویسنده بسیار قابلی ست . اگر نظریاتش را درباره ازدواج را این جوری پرتاب نمی کرد توی صورت آدم، این همه رک و راه و بی راه خیلی خیلی زیباتر هم می شد. همین .»
ترسیدم اگر اینجا منتشر نکنم، فردا وقت نهار یک تیخ ماهی کوچک توی گلویم گیر کند.درسته که من تیخ ماهی های کوچک را خیلی دوست دارم، ولی نه وقتی که توی گلو گیر می کنند. در واقع هوینجوی دلم خواست اینها را منتشر کنم.چهار دیواری، اختیاری.
هفت روز قبل از تولدت هم که با آن موسیوی نیویورک رفته یکی است، مبارک. Labels: تئاتر |