چرند سازی بله خانم ها و آقایان چرند سازی این درد جان سوز (و ... سوز) سینمای ماست.
 آن یکی می آید فیلمنامه ای ساده لوحانه را می کند «به نام پدر» و سعی دارد به زور پرویز پرستویی و گلشیفته فراهانی و مهتاب نصیرپور و کامبیز دیرباز و شمسی خانم و مامانش اینا، جیب من و شما را خالی کند.نگاه کنید دعای حضرت حاتمی کیا را : " خدایا «به نام پدر» را تماشایی کن. خدایا ما را شرمنده تماشاگران «به نام پدر» مکن. خدایا «به نام پدر» را درسبد اقتصادی خانواده ایرانی جای بده. خدایا «به نام پدر» را برای جوانان نوجویمان قابل بفرما.(شکر همان خدایی که به درگاهش نیاز آوردی که ما «نوجو» نیستیم.فقط حیف آن مرغی که از سَبَد پرید!) " این یکی هم می آید از در عشق و عاشقی یک ماجرای بی سر و ته را به هم می رساند و «باغ فردوس» می سازد و می خواهد با لعاب رضا کیانیان و لادن مستوفی و آزیتا حاجیان و اَره و اوره شمسی کوره، خزعبلات خود را فیلم بنامد.
حالا این ها فیلم های «غیر عامه پسند» ما هستند.شیطان برسد به داد «عامه پسند» ها. این بازیگری برای سینمای ما دردسر شده.کاش این چهار تا بازیگر هنرمند را نداشتیم تا این آقایان اندکی به مخیله نداشته شان فشار می آورند، بلکه فیلمنامه دندان گیری، کارگردانی دهن پر کنی، چیزی، رو می کردند. حیف آن رضا کیانیان.حیف آن مهتاب نصیر پور. صادقانه بگویم بعد از دیدن این دو فیلم (یا حضرت فیلم مارا ببخش)، نیمی از ارزش بازی کیانیان در تئاتر «حرفه ای ها» و یا بازی مهتاب نصیر پور در تئاتر «آواز قوی آنتوان چخوف» یا بازی مهرداد ضیایی در تئاتر «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین»، در ذهنم خوار شد.اگر بازیگر بودم، کنج خانه از گشنگی می مردم، ولی چنین فیلم هایی را قبول نمی کردم.(البته من آدم دروغ گویی هستم.)
عکس: دوربین دات نت
Labels: ساز مخالف |