آقای جیم داشت سخنرانی می کرد که ناگهان نفس کشیدن یادش رفت.او از حضار معذرت خواهی کرد و از سن پایین آمد.آقای جیم هرچه کرد نفس کشیدن یادش نیامد.دیگر نمی توانست به حالت عادی نفس بکشد.به محض اینکه به کاری مشغول می شد، یادش می رفت نفس بکشد و حالت خفگی به او دست می داد. آقای جیم مجبور شد یک جا بنشیند و تمام حواسش را بگذارد روی نفس کشیدن.او تا آخر عمرش فقط نشست و نفس کشید.البته آن اواخر بر اثر تمرین یاد گرفته بود کمی غذا بخورد و اندکی راه برود.اما باید حواسش را جمع می کرد که نفس کشیدن را فراموش نکند. آقای جیم در هفتاد و سه سالگی بر اثر سکته قلبی مرد. Labels: شبانه |