شروع شد. جام جهانی فوتبال. فرصت مناسبی برای گول زدن خود و الکی خوش بودن. حسرت می خورم که ای کاش همچون سالهای 94،90 یا 98 شیفته تیم فوتبال آلمان بودم تا از این یک ماه نهایت لذت را می بردم. اما افسوس، این قافله عمر عجب می گذرد... به آلمان با این مدافعان گل و بل بل امیدی نیست.در ضمن این تیم بدون الیور کان، چیزی کم دارد.هرچه قدر هم که کلینزمن خوشگل و دوست داشتنی باشد، بازهم نمی بخشمش که الیور را از دروازه بیرون کشیده.این جام و قهرمانی در آن، آخرین آرزوی این تهمتن بود. اما از بازی اکوادری ها لذت بردم.اصولآ من در این جام طرفدار سیاه پوست ها هستم. بیشتر از این که منتظر بازی ایران باشم، برای بازی برزیل لحظه شماری می کنم.نه برای خود تیم برزیل که هیچ وقت نظرم را جلب نکرده.بلکه برای دیدن هوادارانش.عجب مردم خون گرمی هستند....
چون بلد نیستم بیشتر از این از فوتبال بنویسم، به چند عکس لینک می دهم. خودتان به یاد من نگاه کنید.
1 - یکی به عکاس بگوید مزاحم ایشان نشود.(به نظر شما در این عکس کدام خوشحال ترند؛ این خانم محترم یا رنالدینیو ؟) 2 - آدم یاد نردبان می افتد. 3 – وقتی کاکتوس روی سر رشد می کند، پروانه هم روی کاکتوس می نشیند. 4 – من تازه فهمیدم چرا همه صورت هایشان را رنگ می کنند. 5 – 6 – 7 – فکر کردید الکی از برزیلی ها تعریف کردم ؟ 8 – این هم جذاب ترین عکس تاریخ. 9 – 10 – آلبوم عکس های بی بی سی. Labels: شبانه |