Wednesday, June 28, 2006

این رولینگ هم مارا سر کار گذاشته

نویسنده هری پاتر اعلام کرد که در آخرین مجموعه از کتاب هایش، دو نفر خواهند مرد.
رولینگ چند ماه قبل
از انتشار کتاب پنجم هم اعلام کرده بود که یک نفر در جدید ترین داستان او خواهد مرد.من و بسیاری از افرادی که با این مجموعه مشغول شده اند (سرکار رفته اند) ماه ها مشغول حدس و گمان بودیم که این شخص کیست.
در نهایت معلوم شد که او «سیریوس بلک» است.پدر خوانده هری.
قبل از کتاب ششم نیز خبر مشابهی اعلام شد : "یکی از شخصیت های اصلی داستان، می میرد"
این بار ماجرا فرق می کرد.«پروفسور آلبوس دامبلدور» شخصیت بسیار دوست داشتنی داستان های هری پاتر، و یکی از کاراکتر های داستانی ای که من حتی از او الگو برداری هم می کردم، از داستان حذف شد.
رولینگ همین طور اعلام کرده بود که نام کتاب ششم «هری پاتر و شاهزاده دو رگه» است.و فقط توضیح داده بود که این شاهزاده نه هری پاتر است و نه لرد سیاه.خدا می داند این حرف چه قدر من را سرکار گذاشت.

این رولینگ خیلی نامرد است.حالا اعلام کرده که در آخرین داستان، دو نفر خواهند مرد.قبل از این خیلی ها گفته اند که رولینگ،هردوی هری و لرد سیاه را در پایان داستان خواهد کشت.او به خوبی می داند که با اعلام این خبر، این حدس تقویت خواهد شد.ولی او همیشه اهل غافل گیر کردن خواننده است.من فکر می کنم او مخصوصآ این حدس را تقویت کرده تا مثل همیشه با داستانش همه را حسابی غافل گیر کند.
در هر صورت خیلی نامرد است.هیچ زمانی برای انتشار آخرین کتاب از مجموعه هری پاتر، اعلام نشده است.حال ماییم و ماه ها درگیری ذهنی که این دو نفر مرحوم، چه کسانی هستند.
رولینگ خیلی خوب داستان را به اوج رسانده.اما پایان چنین داستانی نباید از متن آن جذابیت کمتری داشته باشد.این سخت ترین کاری است که اگر رولینگ از پس آن بر بیاید، دیگر جدآ نویسنده بی نظیریست.

نويسنده هری پاتر دو نفر را در کتاب آخر می کشد – بی بی سی
نويسنده هری پاتر کاغذ کم آورد- بازهم بی بی سی (چه حالی می کنند این بریتانیایی ها با نویسنده اشان)
سایت شخصی رولینگ – سایتش هم مثل خودش سرکاری است
هیجان و ترس ناشی از نوشتن آخرین قسمت هری پاتر – آسیانیوز
من مادر هری پاتر نیستم - گفتگوی دو خطی من با مترجم هری پاتر
مشنگ ها نخوانند – شبانه ها (وقتی کتاب ششم در ایران منتشر شد)
شاهزاده نیمه مغرور – شبانه ها (چه شد که من هری پاتر خوان شدم)

-راستی دیدار با آییش خیلی خوش گذشت، جای همه کسانی که نیامدند خالی.(خالی که چه عرض کنم، دیگر جای نشستن و حتی ایستادن نبود)

Labels:

-|- posted by Arman @ Wednesday, June 28, 2006  
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist

arman
 [at] shabaneha
 
[dot] com

 

Previous Post
Archives
 

 

Links