شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم ، عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است حافظ چه طرفه شاخ نباتست کلک تو ، کش میوه دلپذیر تر از شهد و شکر است
این هم شیراز و وضع بی مثالش.چه بگویم از این دیار که پیشتر نگفته باشند ؟ تنها باید یک تشکر دو آتشه وبلاگی خدمت نازلی کبیر تقدیم کنم.تور لیدر گران قدر خودم. سفرنامه من را هم که پیشتر در وبلاگش سوزاند، اما الحق که تورلیدر به این محشری کسی تاکنون نداشته.اگر نبود من نصف وقت را در هتل خواب بودم و نیم دیگر را در کافه هتل با توریست ها گفت و گوی تمدن ها می کردم.که حوصله دارد تنهایی بزند بیرون ؟ صبا زان لولی شنگول سرمست ، چه داری آگهی چون است حالش
به ترتیب پارسه (تخت جمشید)، حافظیه، باغ عفیف آباد، نارنجستان قوام و نمایشگاه عکسی که از شیراز قدیم درارگ کریمخانی دایر بود، بهترین هایی بودند که دیدم. البته اگر از کافه هفت و مردم صاحب کمالش فاکتور بگیریم. سه بار هم به آن چشم و چراغ همه شیرین سخنان سر زدم.حافظ خرابات نشین. به هر حال : تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود ، سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود و البته از امروز هم شور اردیبهشت سال بعد را به سر دارم.در آب رکنی سکه ای انداختم به این نیت که سال آینده بازم گرداند. باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش ، بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش این مرد بزرگ، نیمای نادری، نواده نادرشاه کبیر، یکی از دو شاهزاده دموکراسی خواه ایرانی هم از حسودی ترکید، دارد پنج شنبه می رود شیراز تا من را هم از حسودی بترکاند.این ترکیدن به اون ترکیدن در. امیدوارم تا برسی همه نارنج ها پرتغال شده باشند. Labels: زمزمه های دلتنگی, شبانه |