شهریست پر ظریفان، وز هر طرف نگاری یاران صلای عشق است، گر می کنید کاری
عازم شیرازم، زیارتگه رندان جهان. چند سالی هست که ماه اردیبهشت، چیزی در شیراز فرا می خواندم. و بالاخره پاسخ مثبت داده ام. البته به قول دوستم، شرم آور است که انسانی (تقریبا) بیست و سه ساله، شیراز را ندیده باشد.(چه قدر انسان شرمگین زیاد است). به هرحال سوژه های «آداب ایرانی» در حال تمام شدن بود.حالا می توانم «آداب ایرانی-شیرازی» به آن اضافه کنم. عکس هم قرار بود باشد اما گریه آور است که چند ساعت قبل از سفر بفهمی دوربین نازنینت خراب شده (فکر کنم آن سقوط دیروزی از بالای کتاب خانه کار خودش را کرد)، اما خلاصه ما که بی دوربین نمی مانیم.می مانیم ؟ نه ! بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را این شعر را هم بخوانید تا بیشتر دلتان بسوزد. Labels: شبانه |