با همین دیدگان اشك آلود از همین روزن گشوده به دود به پرستو به گل به سبزه درود به شكوفه به صبحدم به نسیم به بهاری كه می رسد از راه چندروز دگر به ساز و سرود ... شاید ای خستگان وحشت دشت شاید ای ماندگان ظلمت شب در بهاری كه می رسد از راه گل خورشید آرزوهامان سر زد از لای ابرهای حسود شاید اكنون كبوتران امید بال در بال آمدند فرود پیش پای سحر بیفشان گل سر راه صبا بسوزان عود به پرستو به گل به سبزه درود
- فریدون مشیری -
Labels: زمزمه های دلتنگی, شبانه |