"تنها یک اصل وجود دارد و آن این نکته است که هیچ اصلی وجود ندارد." اگر من اکنون این فندک را رها کنم چه اتفاقی می افتد ؟ به زمین می افتند ؟ چگونه این «اصل» (حقیقت) را اثبات می کنید؟ تا کنون میلیون ها سال است که هر چیزی را رها کرده ایم به زمین سقوط کرده. علم فیزیک هم چگونگی آن را دقیقآ شرح می دهد. اما من بازهم سوالم را تکرار می کنم. "اگر من اکنون این فندک را رها کنم چه اتفاقی می افتد ؟" چه تضمینی وجود دار که تمام قوانینی که تا به حال عمل کرده اند، بازهم صادق باشند ؟ هیچ! هرگز نمی توان اصلی را تعریف کرد مبنی بر اینکه "هرگاه فندک را رها کنیم، به زمین سقوط می کند." چه تضمینی هست که ناگهان تمام قوانین خلاف آنچه که تاکنون بوده اند عمل نکنند ؟ مگر ما می دانیم که "دقیقآ" کجا هستیم و چه نوع نیروهایی در جریان است ؟ در بهترین حالت تنها چند دهه است که روی زمین زندگی می کنیم، و هرچه از پیشتر می دانیم نقل است و هرچه از آینده می گوییم احتمال. شاید همه چیز بازی باشد و ناگهای تغییر کند! نه ؟ پس
چون نیست حقیقت و مجاز اندر دست* نتوان به گمان شک، همه عمر نشست هان! تا ننهیم ساغر و باده ز دست در بیخبری مرد چه هشیار و چه مست خیام نیشابوری
*در بعضی نسخ اینگونه آمده : چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
Labels: شبانه |