ظهرانه، برای اولین بار : هر بامدادی که غروب نمی کند. هشتاد سال است که سراسر طلوع است و درخشش صبح و فردا از پی دیروز،سر بر می آورد آن طلیعه آفتاب. هابیل وار از مرگ گریخته بامداد ما؛ که تا همیشه درخشش صبح باشد و نوید خورشید. آری بامداد ما را هرگز غروبی نیست. برای هشتادمین زادروز بامداد همیشه Labels: زمزمه های دلتنگی |