احسان صبح با صدای جیغ مادرش از خواب بیدار شد. رادیو اعلام کرده بود که خورشید از غرب طلوع کرده است.وقتی احسان از خانه بیرون رفت همه در خیابان جمع شده بودند و با دست خورشید را به هم نشان می دادند.دانشمندان کاملا درمانده شده بودند.جهت چرخش زمین بدون هیچ دلیلی عوض شده بود.پدر بزرگ احسان معتقد بود که این پدیده به فعالیت های هسته ای کشورها مربوط است ، اما مادربزرگش علاوه بر نماز های روزانه، روزی پنج وعده هم نماز آیات می خواند. احسان به اطرافش توجهی نداشت ، چراکه خورشید هیچ وقت به او تضمینی نداده بود که همیشه از شرق طلوع کند. دانشمندان برای حل موقت مسئله و عدم تغییر تمام محاسبات جغرافیایی، تصمیم گرفتند قرارداد جهت شرق و غرب را عوض کنند.از این به بعد مطابق قرارداد جدید، دستی که برادر بزرگ احسان ساعتش را به آن می بست، دست راست نامیده می شد. چندی گذشت و مغرب محل طلوع باقی ماند و جهت چرخش زمین هرگز دوبار تغییر عقیده نداد و موضوع به کلی فراموش شد. فقط هروقت تلویزیون برنامه ای از فعالیت های هسته ای نشان می داد، پدربزرگ احسان کمی غرولند می کرد. **** برای سحر: اگر همه آدم ها آلزایمر داشتند آن وقت باور می کردند که پدر بزرگ تو مالک تمام زمین های طالقان است. در واقع الان همه به بیماری «سالمی» دچاریم ، برای همین است که مسایلی با این اهمیت را خوب درک نمی کنیم. Labels: شبانه |