سوار ماشین که شدم ، ناگهان احساس کردم که از اطرافم هیچ چیز نمی بینم با پشت دست شیشه بخار گرفته ماشین را پاک کردم ، تا شهر را بهتر ببینم اما هنوز خوب نمی دیدم دستمالی برداشتم و قطره های باران را از روی عینکم زدودم بازهم احساس می کردم هیچ چیز را آن طورکه هست نمی بینم چشم هایم من هیچ نمی دانم که چشم هایم را چگونه باید پاک کنم .. و بدتر از آن ، هجوم اندیشه ای آزارم می دهد ... اگر چشم هایم را پاک کنم آیا دیگر بدون مشکل خاصی همه چیز را خواهم دید؟ Labels: شبانه |