Tuesday, October 11, 2005

زمستان بی پاییز

صدای گریه ای از درون کمد چوبی دیوار اتاقم می شنوم.
لباس های پاییزی هستند که می گریند.
هرروز که در کمد را باز می کنم با اشتیاق به دستانم خیره می شوند.
من ابتدا نا امیدانه از پنجره به آسمان نگاهی می اندازم تا مثل هرروز انوار گرم خورشید چشمانم را آزار دهد.
سپس به ناچار پیراهنی با آستین کوتاه را بیرون می آورم.
پیراهن به من اخم می کند و چتر پیر از آن ته کمد آه می کشد.

با بستن در کمد دوباره صدای گریه بلند می شود.
تا فردا باید گریه لباس های پاییزی را تحمل کنم.
دیروز یکی شان با بغض می گفت امسال نوبت به ما نمی رسد ، یک راست زمستان می شود.

Labels:

-|- posted by Arman @ Tuesday, October 11, 2005  
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist

arman
 [at] shabaneha
 
[dot] com

 

Previous Post
Archives
 

 

Links