من دارم می روم هری پاتر را شروع کنم . برایم آرزوی موفقیت کنید ! این چند روز کمی گرفتارم ، می خواستم صبر کنم و سر فرصت به سراغش بروم. اما من تا همین الان صبر کرده ام ! نسخه های اینترنتی را نخوانده ام. ترجمه های ناشناخته را نخوانده ام. بدتر از همه کلی خویشتن داری کردم که جلد اول ترجمه شده توسط ویدا اسلامیه را هم نخوانده ام تا دومینش هم منتشر شود. می دانستم ساعاتی پس از آغاز جلد اول ، تمام می شود و من می مانم و خماری و آن وقت باید سراغ نسخه هایی بروم که دوستشان ندارم. امروز جلد دوم از ششمین سری مجموعه هری پاتر با ترجمه ویدا اسلامیه ، توسط کتابسرای تندیس منتشر شد و الان هردو جلد روی تخت من دارند چشمک می زنند. یک فیلمی بود به اسم جومانجی ، یادتان هست ؟ تا بازی را آغاز می کردی اتفاق عجیبی می افتاد ... الان من نسبت به باز کردن کتاب هری پاتر و شاهزاده دو رگه همین احساس را دارم. پرت خواهم شد به دنیای جادو. همیشه به نوشته ها و فیلم های تخیلی علاقه داشتم. هرچند تا دوسال پیش نیز در مقابل هری پاتر مقاومت کردم ، اما لعنت به دوست بد.(راستی کتابهایم را پس بده رفیق ناباب و نایاب) این هم (+) گفت و گوی سی ثانیه ای من با ویدا اسلامه (پل ارتباطی فارسی زبانان با دنیای جادویی هری پاتر . شاید بتوان به او لقب رمزتاز داد) . Labels: شبانه |