کبوتر ها را می توانی هرازگاهی پرواز دهی می توانی با چوب بترسانیشان یا با فریادی از خود برانی دیری نخواهد گذشت آنها به سویت باز خواهند گشت به هوای دانه ای و آشیانه ای به آسانی خواهی فریفتشان اما اگر روزی شاهین مرغی ، عقابی ، بر گرداگرد بامت چرخی زد و فرود آمد نرنجانش او از اهالی آسمان های تنهاییست با او به نجوا سخن بگو و به نرمی رفتار کن اگر از روی غفلت آزارش دهی ، مرغ نازک دل به افق های خود پر خواهد کشید تنها شاید روزی بازگردد و بر بامت قطره اشکی بچکاند ، در آن گاه که به خانه نیستی این تنها کبوتر ها هستند که دوباره باز می گردند آنها تنها زیستن نمی دانند ... |