دقیقن چه دلیلی می تونه وجود داشته باشه که همه ی شما من رو سر کار نگذاشته باشین ؟ از کجا می تونم مطمئن باشم که این یک بازی نیست و همه ی شما بازیگر های ماهر ؟ چطور باید قبول کنم که شما هم مثل من از حقیقت بی خبرید ؟ من که از ماهیت شما خبری ندارم.من فقط از وقتی اومدم اینجا ، شماها هم بودین و سعی کردین نشون بدین کاملن مثل منین. ولی من بهتون شک دارم ، شماها باید یک چیز دیگری باشین چون من هیچ چیز ازتون نمی دونم.حتی یک لحظه هم نتونستم جای هیچ کدوم شما باشم و غیر از اظهاراتتون دلیل دیگه ای برای اینکه شما هم با کسی که منو به اینجا فرستاده هم دست باشین وجود نداره. به همه ی چیزهایی که از تاریخ و جفرافی و ریاضی هم به من یاد دادین ، مشکوکم.من هرگز نمی تونم مطمئن باشم چیزهایی که شما گفتین حقیقت داشته باشه. من به این شک داشتن خودم هم مشکوکم. |