درین همسایه مرغی هست،گویا مرغ حق نامش؛ نمی دانم، و شاید جغد،شاید مرغ کوکوخان؛ درین همسایه،نامش هرچه،مرغی هست که شب راهمچنان ویرانه ها،دوست می دارد. و تنها می شیند در سکوت وحشت ویرانه ها تا صبح و حق حق می زند، کوکو سرایان ناله می بارد ... ... -شب و ویرانه آری ، این و این آری. من این ویرانه ها را دوست می دارم. و شب را دوست می دارم شب مطلق ، شب ویرانه مطلق و شاید هرچه مطلق را .... م.امید |