من بعید می دانم کسانی که نمی توانند پشت چراغ قرمز عابر پیاده ، اندکی شکیبایی خرج کنند ، به دموکراسی نیاز چندانی داشته باشند.
جامعه مدنی نه شاخ دارد و نه دم. نه لیدر می خواهد و نه مشارکت. تنها شعوری می خواهد که بیشتر از آنکه به دنبال آزادی برای فحاشی سیاسی باشد ، به فکر آموزش مدنیت درشبهه مدینه هایی باشد که هنوز برای آدمیان ،همچون سگ و گربه ، نرده های بلندی می کشند تا مبادا با عبور از خیابان جانشان به خطر بیافتد. کاش آن بزرگان علم و دین و ادب به جای جبهه دموکراسی خواهی ، مدرسه ی فرهنگ تاسیس می کردند و آن دیگر بزرگان حکمت و سیاست به جای فیتیله پیچ و بارانداز به فکر عقل و اندیشه بودند. جامعه مدنی شعار سوخته ی آن شیخ الشیوخ بود، اما باور دارم که هنوز تازه و داغ می تواند هدف همه ی ما باشد. یک اخم به یک رفتار غیر مدنی شاید از هزار دعوت به نافرمانی مدنی تاثیر گذار تر باشد. بیشتر خواهم نوشت از این درد خانمان سوز ...
|