Friday, July 22, 2005

نه چندان درخشان

عجیب موجودیست این حسین درخشان و خوب می داند چگونه از هیچ ، جنجال بسازد تا به قول خوابگرد به عنوان نخاله ی وبلاگستان باقی بماند.

در مورد نقد ها (کتک کاری ها) یی که آقایان از هم کرده اند نظری ندارم . اما می توانم بگویم خوابگرد بیهوده انتقاد نمی کند و دست کم یک بار نوشته هایش را بازخوانی می کند و هرآنچه برزبانش جاری شده منتشر نمی سازد.
اما برای اثبات ادعای خودم ، مبنی بر هوچی گری درخشان توضیحاتی دارم.

درخشان می گوید انتشار نامش در مطبوعات ایران ممنوع شده (شاید با همان منطق استفاده ابزاری از عکس زن) اما از طرفی می گوید با خواهش و تمنا از او خواسته اند نامش به عنوان مدافعان معین حاضردر هفت تیر ذکر شود ، و البته ایشان هم با اکراه در اواخر برنامه در آنجا حضور یافتند.
گفتی است پیش از این ایشان در روز تجمع اعتراضی زنان نیز رفته بودند کتاب بخرند و اتفاقی سر از تجمع در آوردند. مهران آن روز عکسی از درخشان گرفت و اینجا گذاشت و البته پس از آن حسین درخشان به خوبی از این عکس برای هوچی گری استفاده کرد تا خود را شخصیت مهم و بی نظیری بنامد تا جایی که مهران مجبور شد توضیحاتی در تخته سیاه منتشر کند.

حسین درخشان ، دروغ گو است . چرا ؟ چون نوشته است : عکسم را چاپ کرده‌اند و بزرگ تیتر زده‌اند که «حسین درخشان در تهران؟!» و تویش هم نوشته‌اند فلانی که مطالب زهردار علیه نظام می‌نویسد آمد تهران

در حالی که آسیا نوشته بود : به گزارش خبرنگار «آسیا» حسین درخشان دومین و وبلاگ‌نویس ایرانی و شخصی كه اولین راهنمای فارسی وبلاگ‌نویسی را تهیه كرده و در اختیار همگان قرار داده بود و بعد از مهاجرت به كانادا و نوشتن نقدهای تند و زهردار در مورد مسایل سیاسی و اجتماعی ایران اكنون در تهران است.

خبرنگار مذکور داریوش بلادی است . آن روز خودش با حسین درخشان خوش و بش می کند و در مورد عکس از او اجازه می گیرد و خبر را نیز طوری تنظیم می کند که برای درخشان مشکل ساز نشود . اصولآ ضمیمه ی کامپیوتر آسیا بسیار به دنیای وبلاگستان علاقه مند است. گویا گفت و گوی با خوابگرد هم طبق همین استراتژی بوده است.
گفت و گویی که ظاهرآ برای حسین درخشان سنگین تمام شده ،شاید ایشان دوست داشتند همیشه عکس خودشان روی صفحه ی اول باشد !
حسین درخشان همانند هخا اهورا ، خوابگرد را به خاطر سانسور نشدن وبلاگش زیر سوال می برد(گویا فراموش کرده خود به تهران می آید و از لاریجانی حمایت می کند و آزادانه از ایران خارج می شود و اینها را مشکوک نمی داند) و مضحک تر از آن روزنامه ی آسیا را وابسته به اطلاعات موازی می خواند (مانند تلویزیون های لس آنجلسی که همه را مزدور می خوانند) و منبع او دوستان صمیمی اش هستند (به راستی این دوستان چه کسانیند ؟) . گذشته از اینها اگر خوابگرد هفته گذشته با آسیا مصاحبه نکرده بود درخشان چنین افشا گری نمی کرد ؟ و یا در مورد چاپ عکسش در آسیا سکوت می کرد ؟ خیر اینها تنها فرصتی بود برای هوچی گری تا درخشان بریده ی روزنامه ی آسیا را اسکن کند (گویا خیلی برایش مهم بوده که آن را تا کرده و در چمدانش گذاشته و به آن سوی آبها برده است) و در وبلاگ به نمایش می گذارد .
من در آسیا روزنامه نگاری نمی کنم و تنها چند مقاله ی ساده منتشر ساخته ام ، مسوولیت من در آسیا در مورد وب سایت و عکس است ، و در این حیطه ها نیز ردی از اطلاعات موازی ندیده ام که هیچ ، شاهد هستم چگونه آسیا پاورچین حرکت می کند تا مبادا مطلبی یا عکسی همانند گذشته برایش مشکل بسازد. ایرج جمشیدی و همسرش و پسرش به اندازه کافی دردسر داشته اند و طعم غذای زندان را چشیده اند و همانند حسین درخشان آشنایان موتلفه ای ندارند.
کاوه شجاعی پسر دوست داشتنی تحریریه آسیا در رد اتهامات آبکی حسین درخشان دلایلی آورده که هرچند همه ی نوشته هایش را قبول ندارم اما حرفهایش کامل است.
در نهایت از اینکه آب به آسیاب غوغا سالاران می ریزم راضی نیستم ، این چند خط را به این دلایل نوشتم :
اول آنکه هرچند شکراللهی بسیار تند ، درخشان را به نقد کشیده ، اما بیراه نرفته است.
دوم آنکه درست است من مسولیت چندانی در آسیا ندارم و این مسایل و بازی ها هم شاید برای آسیا چندان مهم نباشد ، اما نمی توانستم ساکت بمانم .نه به عنوان کسی که در این مجموعه است ، بلکه به عنوان یک بی طرف.
سوم اینکه وقتش رسیده افرادی از توهم لیدر بودن و مهم بودن خارج شوند.


-|- posted by Arman @ Friday, July 22, 2005  
 
 

About Me

Arman Eslambolchi
Journalist

arman
 [at] shabaneha
 
[dot] com

 

Previous Post
Archives
 

 

Links