آقای فرهاد آییش
مرگ تئاتری شما بالاخره اتفاق افتاد. زین پس در باورم آن آییش «گزارش به آکادمی» درگذشته است. وقتی «پنجرهها»تان را دیدم، خرده نگرفتم و گذاشتم به حساب فراز و نشیبهای همیشگی یک هنرمند. اما «کرگدن» نه نشیب که «سقوط آزاد» است. زین پس هر خبری را از فعالیتهای نمایشی شما، با خیالی آسوده، ناخوانده رها میکنم. من دیگر آن روزنامهنگاری نیستم که از سوی روزنامه دعوتتان کند به کافه و هرآنچه در توانش است به میان آورد تا در کافهای که قرار است شما به دعوتش، با «علاقهمندان»تان دیدار کنید، سوزن به زمین نرسد. از آن همه هنر، چگونه چنین ذائقه عامه پروری بیرون زده؟ تنها نظریه این است: آقای آییش مرگ تئاتری شما طبیعی نیست. شما به قتل رسیدهاید! «کرگدن» شما را روی صحنه زیر گرفت. نه اینکه حیوان زبان نفهم تعمدی داشته باشد. او را به این جنایت وا داشتهاند و تنها مظنون «تلویزیون» است. همان جعبه جنایتکار که صفحهاش از خون دوجین هنرمند تئاتر سرخ است. توهم (بخوانید خود بزرگ بینی) ناشی از این رسانه مبتذل شما را به جایی رسانده که بنویسید: «نگاهم را تا حدی نزدیک به یونسکو میدانم. خیلیها هم همین را به من گفتهاند....» و بعد از اوژن یونسکو در ایران شخصیتی بسازید که «مهران مدیری» را تداعی کند. راستی اگر نام نمایش بعدیتان «شبهای برره» باشد، تعجب نمیکنم.
آقای محمد رحمانیان
محاسنتان سفید شده. گویا پیری به خانه شما رسیده باشد. اما این روزها صدها نفر، چهارسوی روح جوان هنرتان را دیدهاند. جوانی به غایت هنرمند، در نهایت شادابی و البته بلوغ. «مانیفست چو» چنان تکانم داد که آخرهای نمایش انگشتانم برای تشویقتان گزگز میکرد. توصیف هنرتان از این بیش در توان واژگانم نیست. خانم ترانه علیدوستی تولدتان روی صحنه «فنز» رعشه آور بود. گویا نوزادی نارس به تئاتر هدیه شده باشد. اما نوجوانی ِ جذاب و دلبرانهای در «مانیفست چو» به نمایش گذاشتید. گویا پدر سفیدمویتان نیک به تربیت این نوزاد نارس همت گمارده. بانویی چون «مهتاب نصیرپور» و پدری چون رحمانیان، باید هم چنین فرزندی در خانواده خود ببینند.
اگر آییش چند نمایشگر را به قتلگاه «تلویزیون» فرستاد، رحمانیان شما را زیرکانه از «پرده نقرهای» ربوده است. این گونه بماند، دوجین خواستگار شیفته و دلباخته خواهید یافت. امیدوارم پدرتان رضایت ندهد با هر بیسر و پایی وصلت کنید. اگر خواستید از منزل پدری چنین بزرگوار خارج شوید، دستکم جوانمردی بیابید که نوجوانیتان در صحنهاش حرام نشود.
منبع عکسها به ترتیب: ایران تئاتر (شکوفه هاشمیان)، ایران تئاتر، وبسایت پندار (نیما افشار نادری) Labels: تئاتر |