سهم
به من هم سهمی بده از این تقسیم نا مساوی
سهمی که تنها مال من باشد
همین نیم پیک عرق پس مانده از قمار دیشب
یا کور سوی آن شمع نیم سوخته
یا نوازشی جامانده در سرانگشتانت
سهمی از اینهمه نیاز
از این داشتن ِدانسته بی فرجام
به من سهمی از لبهایت بده
پیش از بوسه
و سهمی از دستهایم
میان تار موهایت
برای اشکهایم
سهمی از چشمهایت
بی توقع تر از اینهایم حتی
از همین هیچ
سهمِ نداشتنت
آنگاه که در آغوش من غوطه می خوری
دوازه/شهریور/هشتادوشش

