سکوت سه نقطه
آقای نویسنده!
آقای نویسنده!
آقا!
من با پرده ی سوم این نمایشنامه مشکل دارم
با دیالوگ ها مشکل دارم
با صحنه ی دفن شدن تا خرخره مشکل دارم
و با توضیح صحنه ی "اینجا بازیگر یک قدم از زمین فاصله می گیرد"
من با استفراغ بی انجام این نطفه ی یک سال و نیمه مشکل دارم
با این جمله ی عاشقانه مشکل دارم
و با آن گریه ی مظلومانه
با صدای قارقار که زیر صدای من است مشکل دارم
می خواهم
بلرزم
میان این طوفان که تو آمدنش را هشدار می دهی
و با سکوت سه نقطه ،مشکل دارم
در این سکوت که تمام آدمهایت می آیندو می روند
وبلندتر از همیشه حرف می زنند
بگذار
من
بنشینم
خیره به روبرو
تا تو
تصویر رختخواب مرا بسازی
تصویر شب های مرا
و روزهایم
تصویر دستهایم
که خالی
تا تو
اندوهم را
به بی اعتقادیِ یک فاحشه پیوند بزنی
من
تکنیک اشک ریختن را میدانم،
تو
لحظه اش را انتخاب کن.
بیست و سوم خرداد هشتادو شش

