خون
قادر به قتل خویشتنم
در تمامی روزهای زندگیم
به شقی ترین شکل
به تکه تکه کردن و دریدن
به سر انگشتانم قسم
لایق ترینم برای این کشتار
کشتار تک تک آنچه مرا می سازد
پوست و گوشت واستخوان
و خونی که به راحتی از راه آب ظرفشویی پایین می رود
_شیر آب چند لحظه که باز بماند بویش را هم می برد_
این گندیده را
که راه فرار ندارد از من
جز دوران قاعدگی
بیست و چهار مهر ماه هشتادو پنج

