:کودک به آسمان نگاه کردو گفت
"خدا"
(آسمان لبخند گشادی زد)
:کودک به آسمان نگاه کردو گفت
"یک دوچرخه ی نارنجی"
:کودک به آسمان نگاه کردو گفت
"مادرم...پدرم"
:گودک به آسمان نگاه مردو گفت
"می خواهم"
:کودک به آسمان نگاه کردو گفت
"زندگی"
:کودک به آسمان نگاه کردو گفت
"عشق"
(آسمان گریست)
:کودک به آسمان نگاه کردو گفت
"خوشبختی"
"بیزارم"
"دیگر به تو نگاه نخواهم کرد"
"خسته ام"
"درد دارم"
"غمگینم"
"آزادی؟"
...کودک به آسمان نگاه کرد
کودک به آسمان نگاه...
کودک به آسمان گفت
"مرگ"
...آسمان سوار دوچرخه ی نارنجی از دور می آمد