محاکمه
باشد
شاید
توراست می گویی
ومن زیاد جدی گرفته ام
این مو جود ناشناخته را
که فقط کنارم نفس می کشد و دیده نمی شود
و پوست صورتم را میسوزاند
برای همین زیا د اشک می ریزم
تو راست می گویی
من زیادی بی درد زیسته ام
این راهمین بختک مادر مرده هم میداند
وقت تلف میکند برای کابوسهای من
که از سر بی دردی
دست از سرم بر نمی دارند
باشد
تو
راست می گویی
و عمر من
اینگونه بی صدا که می گذرد
گواه حرف تو
می توانی این پرونده رامختومه اعلام کنی
ارزش وکیل ندارد
و این همه کش و قوس
من
خوب می فهمم
که چه بی درد میزیم


0 نظر:
ارسال يک نظر
پيوندهای مربوط به اين پيام:
ايجاد يک پيوند
<< صفحه اصلی