Tuesday، April 01، 2008

حالم خوب نیست

دکتر!
حالم را نپرسید
و سنم ر ا
و شغلم
و اینکه آیا تا به حال خود کشی کرده ام یا نه
یا چه قرصهایی می خورم
و نپرسید چه بر سرم آمده
و به من لبخند نزنید
حالم خوب نیست
سنم کم است انگار
شغلم را از دست داده ام
و جز به خود کشی فکر نمی کنم
قرص ها بی حافظه ام می کند
و می ترساندم از آنچه بعد به خاطر نخواهم آورد
و
گویا همین کافیست برایتان
تا نسخه ای روی پرونده ام ضمیمه کنید
اگر می شود
بگذارید چند قطره اشک هم بریزم
کمی به انتظار بیمارهای پشت در می افزاید
و خرجش چند دستمال کاغذ یست
راستی شما مردید یا زن؟
و درونتان مثل من مرد یا زنی می زید
جنینی رشد کرده
که خودش را از حفره های درونتان بالا بکشد
و پوستتان را فشار دهد؟
دستگاه هورمونی تان منظم است؟
و تفاوت دو جنس نر و ماده آزارتان نمی دهد؟
تا به حال از زندگی و مرگ به یک میزان تر سیده اید؟
و یا از پشت پنجره دنبال خدایی گشته اید؟
و صداها را می شنوید
در خواب و بیداری؟
چند نفر شبها که چشمانتان باز است
در گوشتان پچ پچ می کنند؟
آیا آسوده می خوابید؟
و اصلا می خوابید؟
دیشب خواب دیدم که موهای بلندم را از ته بریده ام
شما از تفسیر خواب هم چیزی سرتان می شود؟
بله!
شنیدم!
تا دو هفته ی دیگر قرصها اثر می کند
...
من
موهای بلندم را
از ته بریدم
جناب دکتر!
بیست اسفند هشتادوشش

1 نظر:

Anonymous ناشناس گفت...

Delam kheili barat tang shode khanoome shaer mesle hamishe alli minevisi, kheili vaghte azat bikhabaram, ye khabari az khodet be ma bede baba emailet ke avaz nashode,ha hamoon sokkoote
atefeh

10:11 PM  

ارسال يک نظر

پيوندهای مربوط به اين پيام:

ايجاد يک پيوند

<< صفحه اصلی