Saturday، March 17، 2007

کود

باید شعری بگویم؟
برای فصلی که نو می شود؟
چون در قطعه ای از خاک زمین
-که مرگ کود زراعت کِشتی دیگر است-سال می گردد؟
برای چیزی باید زیست؟
تا آسمان بروی شانه های ماآسمان بماندو
زمین بزیر پای ما زمین؟
و از این دو گریز...؟
آه!نه!سرد نیست
گرم نیست
موجودات در هم لولیده و به هم مشغول!
کیسه های متحرک کود!
تولیدی مرگ!
ما
به شعرو عشق و خدا
آلوده ایم
و سالمان
در این قطعات پیوسته
هر سال نو می شود


بیست و پنج اسفند هشتادو پنج

2 نظر:

Anonymous tajik گفت...

شعر جالبی بود

10:45 PM  
Anonymous honar گفت...

خبرگزاری هنر، در ایام نوروز تعطیل نیست

10:45 PM  

ارسال يک نظر

پيوندهای مربوط به اين پيام:

ايجاد يک پيوند

<< صفحه اصلی