کود
باید شعری بگویم؟
برای فصلی که نو می شود؟
چون در قطعه ای از خاک زمین
-که مرگ کود زراعت کِشتی دیگر است-سال می گردد؟
برای چیزی باید زیست؟
تا آسمان بروی شانه های ماآسمان بماندو
زمین بزیر پای ما زمین؟
و از این دو گریز...؟
آه!نه!سرد نیست
گرم نیست
موجودات در هم لولیده و به هم مشغول!
کیسه های متحرک کود!
تولیدی مرگ!
ما
به شعرو عشق و خدا
آلوده ایم
و سالمان
در این قطعات پیوسته
هر سال نو می شود
برای فصلی که نو می شود؟
چون در قطعه ای از خاک زمین
-که مرگ کود زراعت کِشتی دیگر است-سال می گردد؟
برای چیزی باید زیست؟
تا آسمان بروی شانه های ماآسمان بماندو
زمین بزیر پای ما زمین؟
و از این دو گریز...؟
آه!نه!سرد نیست
گرم نیست
موجودات در هم لولیده و به هم مشغول!
کیسه های متحرک کود!
تولیدی مرگ!
ما
به شعرو عشق و خدا
آلوده ایم
و سالمان
در این قطعات پیوسته
هر سال نو می شود
بیست و پنج اسفند هشتادو پنج


2 نظر:
شعر جالبی بود
خبرگزاری هنر، در ایام نوروز تعطیل نیست
ارسال يک نظر
پيوندهای مربوط به اين پيام:
ايجاد يک پيوند
<< صفحه اصلی